نقاااااااشیی
نقاااااااشیی
نقاشی کودکان را چگونه تفسیر کنیم؟
نقاشی زبان کودک است. کودکان برخلاف بزرگسالان هستند. آنها از طریق نقاشی کشیدن، قصه گویی، بازی کردن و
شناخته می شوند.
نقاشی به ما کمک می کند تا به دنیای درونی و روح کودک پی ببریم، بدانیم چه نیازهایی دارد، آیا کودک ناسازگار یا بیمار است؟ در بزرگسالی می خواهد چه کاره شود و
مفهوم خورشید، ماه، آسمان، زمین، اتومبیل و حیوانات را در این شماره با هم بررسی می کنیم، لطفاً توجه داشته باشید که شما به کودک، موضوع نقاشی نمی دهید و خودش آزادانه نقاشی می کند.
● خورشید و ماه
در اغلب نقاشیهای کودکان، خورشید دیده می شود. خورشید نشانه امنیت، خوشحالی، گرما، قدرت و به قول روانشناسان خورشید به معنی پدر است. وقتی رابطه کودک و پدر خوب است کودک خورشید را در حال درخشیدن می کشد و وقتی رابطه آن دو مطلوب نیست کودک خورشید را در پشت کوه ناپدید می کند.
ترس کودک ازپدر به رنگ قرمز تند و یا سیاه در نقاشی دیده می شود. البته با یک نقاشی ما به قضاوت نمی پردازیم بلکه باید چندین نقاشی کودک را بررسی کرد. ماه نشانه نیستی است. اغلب کودکان ماه را کنار قبر و قبرستان می کشند. کودکان در نقاشی خود ماه را با مرگ معنی می بخشند.
● آسمان و زمین
آسمان به معنی الهام و پاکی است. ولی زمین به معنی ثبات و امنیت می باشد. کودکان خیلی کوچک هیچ وقت خطی برای نشان دادن زمین ترسیم نمی کنند، ولی در سن ۵یا۶سالگی که آغاز به درک دلایل منطقی می کنند به کشیدن زمین نیز می پردازند.
● اتومبیل
درجامعه امروزی ماشین نشانه قدرت است، به همین دلیل در نقاشیهای کودکان مخصوصاً پسربچه ها ماشین زیاد دیده می شود. وقتی یکی از اعضای خانواده که اغلب پدر و گاهی خود کودک است، رانندگی می کنند، از دیدگاه برون فکنی اهمیت پیدا می کند. بیشتر نوجوانان به بهانه اینکه کشیدن تصویر آدم حوصله شان را سرمی برد یا سخت است، از کشیدن شکل آدم خودداری می کنند اما به اعتقاد پژوهشگران ترجیح دادن کشیدن ماشین در این دوره خود به خود نشان دهنده وابسته بودن شخص به دنیای خارج و زندگی ماشینی است. البته این مسائل بستگی به سن، فرهنگ وعوامل ذهنی و نوجوان دارد.
● حیوانات
اگر در نقاشی کودک شما تصاویر حیوانات دیده می شود ممکن است دلایل مختلفی وجود داشته باشد که شما با صحبت کردن با کودک پی به آن می برید. کودکی که در روستا زندگی می کند و یا حیوانات خانگی دارد و یا عاشق حیوانات باشد و یا حتی زیاد به باغ وحش برود طبیعی است که حیوان بکشد. پس فرهنگ و طرز زندگی کودک در خانواده از اهمیت زیادی برخوردار است. اگر کودک به نوعی با حیوانات رابطه نداشته باشد و حیوان برای او در دسترس نباشد تصویر حیوان در نقاشی او اهمیت خاصی پیدا می کند. گاهی ممکن است کودک احساس گناه و تقصیری را که تجربه کرده و جرأت نکرده آن را ابراز کند در نقاشی و در قالب حیوان نشان دهد.
مثلاً کودکی ممکن است به دلیل اینکه دیشب درجایش خرابکاری کرده و سرزنش شده احساس گناه کرده باشد و در نقاشی اش شکل حیوان خاصی را مثل مارمولک بکشد. کشیدن حیوانات درنده نشانه فشارهای درونی مخفی کودک است. مثلاً کودکی که نسبت به برادر کوچکتر تازه به دنیا آمده اش حسادت می کند، در نقاشی ممکن است گرگ بکشد که این نشان دهنده ترس و دلهره کودک از تازه وارد کوچولو است.
دوستان خوبم، توجه داشته باشید که درتجزیه و تحلیل نقاشی کودکان که کاری بسیار ظریف و حساس است چون یک کار تخصصی و تجربی است شما رأی قطعی نمی دهید. کودک شما باید خودش به میل خودش موضوع نقاشی را اتنخاب کند.
شما نباید بالای سر او بنشینید و به او مداد رنگی به میل خودتان بدهید. او در نقاشی کردن باید آزادی کامل داشته باشد. در پایان نقاشی از کودک بخواهید که در مورد تصاویر کشیده شده برای شما حرف بزند. این گونه اطلاعات به شما در تجزیه و تحلیل نقاشی کودک کمک می کند. کودکان را به کشیدن تشویق کنید اما آنها را مجبور نکنید که همین الان برای شما نقاشی بکشند.
تربیت کودکان کار دشواری است. به طور مثال پسر بچه ای را مجسم کنید که وسط یک فروشگاه شلوغ شروع به پرخاشگری می کند و جسورانه به والدینش پاسخ می دهد. در چنین مواقعی حتی والدینی که خیلی در مورد تربیت فرزندشان به خود اطمینان دارند نیز مأیوس و دلسرد می شوند و به دنبال روش و کلمات مناسبی می گردند تا کودک خود را آرام کنند. به شما اطمینان میدهم که با استفاده از پاره ای روشها می توانید در شرایطی که فرزندتان بدرفتاری میکند خونسردی خود را حفظ نمایید و شیوه ای مناسب در پیش گیرید، بخصوص هنگامی که با این پنج مسئله تربیتی مواجه می شوید :
بهانه گیــــــــری و نق نق کـــــــردن
بهانه گیری معمولاً در بین خردسالان، به ویژه قبل از این که بتوانند به خوبی صحبت کنند ، رایج است. این کار یکی از معدود راه هایی است که توسط آن می توانند نارضایتی و خشم خود را از آنچه که نمی توانند به دست آورند ابراز کنند. هر قدر هم که این مسئله ناراحت کننده باشد، والدین باید بدانند که علت بهانه گیری کودکشان فقط دیدن عکس العمل از جانب آنها نیست ( گرچه علت اصلی آن همین است ولی حتی کودکان دبستانی هم وقتی که به مقصودشان نمیرسند ) با بهانه گیری، احساسات درونی خود را آشکار می کنند و در نتیجه آرامش می یابند .
چگــــونه با آن کنار بیایید
وقتی کودک خردسال شما شروع به بهانه گیری و نق نق کرد، از او بخواهید که به صورتهای مختلف ابتدا در گوشی، بعد به آهستگی و سپس خیلی بلند و … چیزی را که میگوید، تکرار نماید.این روش درست مثل یک بازی توجه او را جلب خواهد کرد و بهانه گیری را فراموش خواهد نمود. در مورد کودک دبستانی خود میتوانید از چند روش کلی استفاده کنید. به محض اینکه شروع به بهانه گیری کرد، حرف او را قطع کنید و به آرامی بگویید: “داری نق نق و بهانه گیری میکنی و من گوش نمیکنم ، پس بهتر است که آرام و شمرده صحبت کنی . ” اگر باز هم ادامه داد، دوباره درخواست خود را تکرار کنید. اگر شیوه گفتار خود را تغییر داد با بیان جمله ای او را تشویق کنید. می توانید بگویید: ” وقتی بدون نق نق کردن بگویی که چه می خواهی، بیشتر دوستت خواهم داشت.” اگر در چنین مواقعی عصبانی می شوید،هیجان صدای خود را فرو ببرید و فراموش کنید که چقدر دلتان می خواهد فریاد بزنید. به خاطر بسپارید که با مهار عکس العمل خود می توانید ارتباط بهتری با فرزندتان برقرار کنید. بعد به او بگویید که می دانید دلیل ناراحتی اش چیست و از این طریق با او به توافق برسید. به عنوان مثال فرض کنید چون به فرزندتان اجازه نداده اید که قبل از نهار شیرینی بخورد، ناراحت شده است، پس شیرینی را در جایی قرار دهید که بتواند آن را ببیند و به او قول دهید که پس از خوردن غذا به او شیرینی می دهید .
اقـــــدام پیشگیــــــــــرانه
هنگامی که فرزندتان واضح و محکم صحبت می کند به او گوش دهید و تحسینش کنید. با این عمل به او یاد می دهید که اگر بدون بهانه گیری چیزی بخواهد زودتر آن را به دست خواهد آورد .
پــــــرخاشگـــری
والدین گاهی به علت پرخاشگری فرزند خود عصبانی می شوند، نه فقط به این دلیل که اغلب در مکان های عمومی با بدخلقی کودک خود مواجه می شوند، بلکه بدین سبب که احساس می کنند روی رفتار کودک خود و شرایط موجود کنترل ندارند. خوشبختانه کج خلقی های کودکان با رسیدن به سن مدرسه کاهش می یابد. زیرا می توانند راه حل های بهتری در مواجهه با شکست و ناکامی پیدا کنند .
چگـــــونه با آن کنار بیایید
روش مؤثر برای از بین بردن پرخاشگری ، آن است که از ابتدا آنرا مهار کنید. وقتی که در مقابل پرخاشگری کودک خود با خشم و عصبانیت عکس العمل نشان دهید ، به طور غیر مستقیم به او می آموزید که عصبانیت وسیله کارسازی برای دست یافتن به اهداف است . در عوض می توانید بگویید: ” وقتی از گریه کردن دست برداشتی در مورد آن با هم صحبت می کنیم و راه حلی می یابیم. ” و به اتاق دیگری بروید. اگر فرزند شما خیلی کوچک است و نمی توانید او را تنها بگذارید ، پیش او بمانید. اگر به طرف شما آمد ، او را بغل کنید ولی تا وقتی که آرام نشده چیزی را که می خواهد به او ندهید. خود را به کار دیگری مشغول کنید . به عنوان مثال مطالعه کنید. با این کار به او می فهمانید که تا آرام نشود نمی تواند توجه شما را جلب کند. اغلب پرخاشگری های بچه ها، اگر مخاطب مورد نظر حضور نداشته باشد، زودتر متوقف می شود. در صورتی که کودک شما در یک مکان عمومی شروع به بدخلقی و پرخاشگری کرد، بدون توجه به نگاه ها ی مردم او را به گوشه ای خلوت ببرید و منتظر شوید تا آرام شود. به او بگویید: ” اینجا پیش تو می مانم تا وقتیکه آرام شوی و با هم صحبت کنیم. ” اگر بعد از سه یا چهار دقیقه باز هم به فریاد و گریه خود ادامه داد ، او را بردارید و از آن مکان خارج شوید .
اقــــدام پیشگیــــــــرانه
پرخاشگری ها همیشه قابل پیش بینی نیستند. کودکان به دلایل مختلفی این کار را انجام می دهند. به عنوان نمونه سه دلیل شروع پرخاشگری را ذکر می کنیم :
هنگامی که کودک شما چیزی می خواهد ولی نمی تواند آنرا بدست آورد.
وقتی یادگیری انجام کاری برایش دشوار باشد.
وقتی که خسته شده باشد.
پس با اجتناب از عواملی که ممکن است به بهانه گیری منجر شود، می توانید از وقوع تنش جلوگیری کنید. اگر می بینید کودک خردسالتان می خواهد با پازلی که خواهر بزرگترش انجام می دهد بازی کند ، یا به او در این بازی کمک کنید و یا اینکه توجهش را به بازی دیگری که بیشتر مناسب سنش باشد، جلب کنید. از کودک خود انتظاری بیش از آنچه که از عهده اش برمی آید نداشته باشید. خردسالان به این دلیل که قدرت تحمل زیادی ندارند، نمی توانند خود را برای مدت طولانی سرگرم کنند. بنابراین کودک خردسال خود را در ساعات شلوغ روز و در صف های طولانی به فروشگاه و یا بانک نبرید و اگر باید او را به جایی ببرید که می دانید معطل می شوید، برای سرگرمی او اسباب بازی و خوراکی همراه ببرید .
دعـــــــــــوای میــــــان فــــــــــرزندان
رقابت و هم چشمی میان فرزندان یک خانواده، پاسخی طبیعی به داشتن رقیب دائمی در جلب محبت پدر و مادر است. اگر دعوای آنها مهار نشود، روی روابط عاطفی میان فرزندان اثر می گذارد و شور و نشاط آنها را از بین می برد .
چگـــونه با آن کنار بیایید
بهترین راه برای مبدل کردن دعوای میان کودکان به صلح و آرامش، این است که ابتدا آنها را از یکدیگر جدا کنید تا آرام شوند. سعی نکنید میان آنها قضاوت کنید، حتی اگر شاهد بوده باشید که یکی از بچه ها، دیگری را عمداً تحریک کرده و دعوا را شروع کرده است.( باید برای تصحیح این رفتار، روش تربیتی مناسبی را اتخاذ نمایید.) در غیر اینصورت یا طرف یکی از آنها را میگیرید و یا اینکه به میدان دعوا کشیده میشوید که هیچکدام از آنها کمکی به شما نخواهد کرد .
اقــــــــــدام پیشگیـــــــــــــــرانه
رقابت میان کودکان خود را نمی توانید بطور کامل از بین ببرید ولی می توانید از شدت آن بکاهید. احترام به علائق یکدیگر را به کودکان خود تأکید کنید. به آنها بیاموزید که نسبت به مالکیت شخصی یکدیگر احترام قائل شوند و چیزی را که به خواهر یا برادرشان تعلق دارد ، بدون اجازه بر ندارند. هیچوقت کودکان خود را با هم مقایسه نکنید. در موقعیت هایی که معمولاً بین کودکان اختلاف ایجاد می شود، مقرراتی وضع کنید. به عنوان مثال جای هر یک را بر صندلی ماشین از قبل تعیین کنید و یا مشخص کنید که هر یک از آنها چه ساعتی می توانند برنامه تلویزیونی مورد علاقه خود را ببینند .
بازیگــــــــوشـــــــــی
فرض کنید که با کودک پیش دبستانی خود قرار گذاشته اید که بعد از مسواک زدن به رختخواب برود تا قبل از خواب برایش قصه بگویید. ولی بیست دقیقه بعد می بینید که می خواهد ماشین های اسباب بازی خود را در دستشویی بگذارد. احتمالاً تا به حال چیزی شبیه به این موضوع را تجربه کرده اید. دلیل آن این است که مفهوم گذشت زمان برای خردسالان کاملاً با بزرگسالان متفاوت است. وقتی که آنها غرق در انجام کاری می شوند فکر می کنند تا وقتیکه فعالیت خود را به اتمام نرسانده اند زمان از حرکت خود باز ایستاده است. بنابراین بازیگوشی آنها تا زمانیکه خواندن ساعت را بیاموزند تمامی ندارد. گاهی پدر و مادرها می بایست به بچه های خود گوشزد کنند که وقتشان را تلف نکنند .
چگـــــــونه با آن کنار بیایید
اگر می خواهید فرزند خود را از فعالیتی وارد فعالیت دیگری کنید چیزی در این مورد به او نگویید. به عنوان مثال شب هنگام به جای این که به او بگویید که موقع خواب است، او را با گفتگو راجع به کارهایی که در طول روز انجام داده است مشغول کنید. او هم غرق در صحبت می شود و متوجه نخواهد شد که چه وقت از دستشویی بیرون آمده و به رختخواب رفته است.
روش دیگــــــــــــر :
چون درک مفهوم زمان برای کودکی که هنوز به مدرسه نرفته است به زمان فعالیت هایی از قبیل خوردن آب میوه، زمان خواب، زمان استحمام بستگی دارد، از اینرو می توانید برنامه بعدی را در طول روز برایش توضیح دهید و به این ترتیب سرعت حرکتش را بالا ببرید. به عنوان مثال به او بگویید: ” بیا لباس خوابت را بپوش تا بتوانیم کتابی انتخاب کنیم و بخوانیم.” اگر می خواهید کودک خود را به انجام کاری تشویق کنید، مثلاًِ می خواهید که اسباب بازی هایش را جمع کند، می توانید آن فعالیت را به صورت بازی در آورید و بگویید:” ببینم می توانی تا ۵۰ که شمردم اسباب بازیهایت را جمع کنی ! ” او را مسئولیت پذیر سازید. اگر عجله دارید به او بگویید که دیرتان شده است و به کمک او احتیاج دارید. از او بخواهید که کیف شما را دم در بگذارد و ظرف غذای خودش را از یخچال بیرون بیاورد. اگر این روش نیز در مورد کودک دبستانی و بازیگوش شما مؤثر واقع نشد ، از روش جدیدتری استفاده کنید. لباسش را تنش کنید، با موهای شانه نشده و نامرتب با بسته های بیسکویت یا میوه او را به موقع به مدرسه برسانید. با این روش به فرزند خود می آموزید که هر چقدر هم که مقاومت کند، بعضی کارها مانند به موقع حاضر شدن برای سرویس مدرسه را باید در زمان خودش انجام دهد .
اقــــــــــدامات پیشگیــــــــــــرانه
هنگامیکه می بینید کودک شما به تلویزیون توجهی ندارد و اسباب بازی هایش را گوشه ای رها کرده است، بیشتر مستعد انجام کارها و وظائف خود می باشد. بنابراین لوازمی را که موجب حواس پرتی او می شوند جمع کنید و به طور واضح به او بگویید که انتظار انجام چه کاری را از او دارید. توجه کنید که کودک شما تمام وسایل مورد نیاز خود را برای انجام کارش در اختیار داشته باشد. به عنوان مثال اگر از او می خواهید که دندان هایش را مسواک کند باید مسواک، خمیر دندان و آب را در دسترس او قرار دهید. راه دیگر جلوگیری از بازیگوشی فرزندتان این است که از شب قبل لباس و دیگر لوازم مورد نیاز او را برای فردا صبح آماده کنید. با این کار نه تنها به کودک بازیگوش خود فرصت نخواهید داد که برای انتخاب لباسش شما را معطل کند بلکه صبح، قبل از بیرون رفتن از منزل ( به خصوص در مورد خانم های شاغل ) بدون عجله کارهایتان را انجام خواهید داد. البته اگر این کار را هر روز به طور معمول انجام دهید، بهتر است. کودک خود را به انجام بعضی از کارها عادت دهید. مثلاً شب: ابتدا خوردن غذا، بعد شستن دندان و خواندن داستان قبل از خواب. صبح: ابتدا پوشیدن لباس، شانه کردن مو و مرتب کردن تختخواب، خوردن صبحانه .
حاضــــــــــر جوابــــــــی
کودک با شروع دو سالگی ، خود مختاری خویش را به حیطه آزمایش می گذارد که یکی از راه های انجام این کار حاضر جوابی به بزرگسالان است. کودک خردسال با گفتن ” نمی خواهم” یا ” نه” می خواهد نشان دهد که از دستورهای شما خسته شده است و استقلال بیشتری می خواهد. چگونه با این موضوع کنار می آیید ؟ این موضوع پیچیده ایست. زیرا اولاً می خواهید که کودکتان اولین قدم های خود را به طرف خود مختاری بردارد ، ثانیاً نمی خواهید که گستاخی او را تأیید کنید، بنابراین با حالتی جدی به او بگویید : ” نباید این طوری جواب بدهی، اگر با حرف من موافق نیستی اشکالی ندارد ولی باید مؤدبانه جواب بدهی .” برایش از جملات معترضانه مناسب مثالهایی بزنید. جملاتی مثل : ” نظر من فرق دارد ” یا ” مخالفم ” و غیــــره . به این طریق برایش روشن سازید که اگر دفعه بعد اینگونه صحبت کند ارزش خود را نزد شما از دست خواهد داد. اجرای این روش تربیتی را ادامه دهید. اجازه ندهید که گستاخی او ادامه یابد تا اینکه روزی مجبور شوید عکس العمل شدیدی از خود نشان دهید.
اقــــــــــدامات پیشگیـــــــــــرانه
اگر کودکتان مخالفت خود را مؤدبانه به شما ابراز کرد، به او توجه بیشتری کنید و به عقیده او احترام بگذارید و به او نشان دهید که برا ی عقاید او احترام قائلید و اگر نظر او مخالف نظر شماست هیچ اشکالی ندارد . نکته مهم این است که شما می بایست از نوع ارتباط خود آگاه باشید. اگر از آن دسته افرادی هستید که مخالفت خود را با دیگران به صورت تمسخرآمیزی بیان می کنند، پس نمی توانید از فرزند خود انتظار داشته باشید که رفتاری غیر از این داشته باشد. همین که فرزند شما بتواند خودش را بیشتر کنترل کند و یاد بگیرد که چگونه نیازها و نومیدی خود را از طرق سازنده به شما توضیح دهد، پرخاشگری، بهانه گیری و دیگر رفتارهای منفی او مسئله ساز نخواهد بود. به او یاد بدهید که بتواند به شما بگوید که چه احساسی دارد و چگونه فکر می کند. با انجام این روش رابطه ای قوی با فرزند خود ایجاد می کنید. چنین رابطه ای، هنگامی که فرزندتان به سن بلوغ میرسد، در حل مسائل به شما کمک زیادی خواهد کرد.
تبیان
آموزش لمس بد و خوب به کودکان
دکتر دانیل گلمن
برگردان: حمیدرضا بلوچ
یکی از موارد آموزنده که باید مورد توجه قرار بگیرد سوءاستفاده جنسی از کودکان است. در آمریکا هر ساله در حدود دویستهزار مورد سوءاستفاده جنسی گزارش میشود که هر ساله ۱۰درصد به آن اضافه میشود. بیشتر کارشناسان معتقدند که بین ۲۰ تا ۳۰ درصد از این تعداد را دختران و تقریبا نیمی از آن را قربانیان پسر تشکیل میدهد.
با توجه به این خطر، بسیاری از مدارس برنامههایی را برای جلوگیری از سوءاستفادههای جنسی از کودکان تنظیم کردهاند. در بیشتر این برنامهها آموزشهای مختلفی درباره سوءاستفاده جنسی به بچهها آموخته میشود، برای نمونه آگاه کردن آنها در مورد تفاوت بین لمس «خوب و محترمانه» و لمس «بد و زشت»، هوشیار کردن آنها نسبت به خطرات وتشویق کردن آنها برای گزارش کردن این اعمال خلاف به افراد بزرگسال. تحقیقات نشان داده است که این آموزشها در کاهش جرایم بیتاثیر نبوده است اما بچههایی که تحت آموزشهای جامع و گسترده شامل تقویت قابلیتهای اجتماعی و عاطفی مربوطه قرار داشتهاند بهتر توانستهاند از خود در برابر تهدیدات جنسی محافظت کنند. آنها بهتر از بچههای دیگر میتوانند از فرد خطاکار بخواهند که آنها را رها کند، داد و هوار راه بیاندازند و با فرد خلافکار گلاویز شوند، یا او را تهدید به لو دادن کنند، و هنگامی که رفتار ناشایستی با آنها شد عملا آن را به والدین خود بگویند. ویژگی اخیر ( گزارش کردن عمل خلافکار) یکی از بهترین راههای پیشگیریکننده است.
در تحقیقی که بر روی تعدادی کودکآزار چهلساله صورت گرفت هریک از آنها به طور متوسط در هر ماه ( از دوران نوجوانی خود به بعد) یک قربانی داشتهاند. گزارشی درباره یک راننده اتوبوس و یک معلم کامپیوتر نشان داد که آنها هر ساله سیصد بچه را مورد آزار قرار دادهاند ولی حتی یک بچه از سوءاستفاده جنسی آنها گزارش نداد تا اینکه یکی از پسرهایی که توسط معلمش مورد سوءاستفاده جنسی قرار گرفته بود همان عمل را با خواهرش انجام داد و بدین ترتیب راز خلافکاران برملا شد. بچههایی که تحت آموزش برنامههای جامع و مفصلتر قرار داشتند سه برابر بیشتر از بچههایی که برنامههای کوتاه مدت را پشت سر گذاشته بودند احتمال داشت که سوء رفتارهای جنسی را گزارش دهند. مجریان این برنامها آموزشهای مختلفی در مورد بهداشت و مسایل جنسی به بچهها میدهند و از والدین میخواهند تا آنچه در مدرسه آموزش داده میشود در خانه نیز برای بچهها تکرار کنند. بچههایی که والدینشان چنین کردهاند خیلی بهتر از دیگران در مقابل تهدید به سوءرفتار جنسی مقاومت کردهاند.
علاوه بر آن قابلیتهای اجتماعی و عاطفی تاثیر قاطعی در این زمینه دارند. برای بچه کافی نیست که فقط چیزهایی دربارهی لمس «بد» و «خوب» بداند بلکه او نیاز به خودآگاهی دارد تا بفهمد چه زمانی در موقعیت نامناسب یا ناراحت کننده قرار دارد. او باید آنقدر اعتماد به نفس داشته باشد که بتواند حتی در مقابل فرد بزرگسالی که سعی دارد از او سوءاستفاده کند جسورانه بایستد و از خود محافظت کند. یک بچه همچنین نیاز به روشهایی برای جلوگیری از سوء رفتار فرد خلافکار دارد، هرگونه عملی اعم از فرار تا تهدید به لو دادن او. براساس همین دلایل، برنامههای مفصل آموزشی به بچهها یاد میدهند که چگونه بر خواستههای خود تاکید ورزند و به جای کنارهگیری، بر احقاق حقوق خود پافشاری کنند و حد و مرز خود را بشناسند و از آنها دفاع کنند.
بنابراین موثرترین برنامهها علاوه بر ارائه اطلاعات جامع در مورد سوءرفتار جنسی، شامل آموزش مهارتهای اجتماعی و عاطفی اساسی است. این برنامهها به کودک یاد میدهد که روشهای مثبتتری را برای حل کشمکشهای درونی خود بیابد، اعتماد به نفس بیشتری داشته باشد، اگر اتفاقی برایش رخ داد خودش را سرزنش نکند، و احساس کند که در حمایت والدین و معلمان خود قرار دارد و میتواند به آنها رجوع کند و اگر اتفاق ناخوشایندی برایش اتفاق افتاد بتواند آن را به دیگران بگوید.
سخن آموزی در کودکان
به جای قصه خواندن برای کودکانتان با آنها حرف بزنید
به کودکان خود اجازه دهید افکار درون ذهنشان را بیرون بریزند
حتی اگر در حد چند کلمه بیمعنی است
صحبت کردن با کودکان در هنگام خواب بسیار بیشتر از قصه خواندن قدرت تکلم آنها را افزایش میدهد. روانشناسان و متخصصین کودک میگویند صحبت کردن با کودکان در هنگام خواب بسیار بیشتر از قصه خواندن قدرت تکلم آنها را افزایش میدهد. در صورتی که با کودکان درهنگام شب سخن بگویید قابلیت تکلم آنها تا ۶ برابر بهتر از حالتی که برای آنها داستان میخوانید رشد پیدا خواهد کرد. حتی اگر کودک شما سن کمی دارد و قادر به حرف زدن نیست زمانی که صدای شما را میشنود و سعی میکند به گونهای به آنها پاسخ دهد مهارتهای زبانی و تکلمی او به طرز شگفت آوری رشد میکند.
نکته جالب توجه این است که بین سنین صفر تا ۴ سال تماشای تلویزیون تقریباً هیچ تأثیری، نه مثبت و نه منفی، برروی قابلیتهای تکلمی کودکان ندارد. از صدها سال پیش والدین برای کمک به خوابیدن کودکان یا ارتباط برقرار کردن با آنها در هنگام شب برای آنها قصه میگویند. اگر چه بسیاری از متخصصان کودک این روش را برای بهبود تکلم کودکان مفید میدانند اما صحبت کردن با کودکان به مراتب تأثیر بهتری روی آنها دارد.
دانشمندان آمریکایی در تحقیقات خود متوجه شدند: بسیاری از والدین برای رشد قدرت ذهنی کودکان کتاب را انتخاب میکنند و گاهی این کار را در نهایت دقت و وسواس انجام میدهند تا بهترین تأثیر را روی کودک خود داشته باشند اما حتی بهترین کتابها هم تأثیر بسیار کمتری از یک مکالمه کوتاه کلمه به کلمه بین کودک و مادر دارد. دکتر فردریک زیمرمن از دانشگاه UCLA گفت: بسیاری از متخصصان والدین را تشویق میکنند تا برای کودکان خودشان قصه بخوانند تا به این ترتیب علاوه بر ایجاد حس آرامش در کودک او را با لغات و اصطلاحات جدید آشنا کنند. اما با این روش نقش کودک در تبادل اطلاعات نادیده گرفته میشود و به این ترتیب کودکان ما به اندازه کافی سخن نمیگویند.
محققین در طی یک بررسی ۲۷۵ کودک را بین سنین ۱ تا ۴ سال مورد مطالعه قرار دادند و سعی کردند تأثیر عوامل مختلف مانند صحبت کردن آنها با والدینشان، با دیگر کودکان و تماشای تلویزیون را بر قدرت تکلم کودکان بسنجند. بعدها از این کودکان آزمایشاتی به عمل آمد تا قدرت تکلم و زبانآموزی آنها در سنین اولیه زندگی مورد بررسی قرار گیرد. در پایان مشخص شد کودکانی که درهنگام شب و قبل از خواب با پدرو مادر خود صحبت میکنند نسبت به کودکانی که فقط قصه گوش میدهند تا ۶ برابر بهتر سخن میگویند. آنها لغات بیشتری را میدانستند، بهتر از کلمات استفاده میکردند و اشتباهات کمتری در صحبت کردن خود داشتند. شاید یکی از دلایل آن این است والدین در هنگام سخن گفتن با کودکانشان اشتباهات آنها را تصحیح میکردند. چه کودکانی که به داستان گوش میکردند هم در قابلیت سخن گفتن خود رشد کرده بودند اما میزان آن چندان قابل توجه نبود. کودکانی هم که قبل از خواب به تماشای تلویزیون میپرداختند تقریباً هیچ پیشرفتی از خود نشان ندادند و قدرت تکلم آنها تغییر چندانی نکرد. مطالعات کارشناسان نشان داد کودکان طی یک روزبه طور متوسط نزدیک به ۱۳ هزار لغت جدید را از طریق والدین خود میشنوند و همچنین نزدیک به ۴۰۰ بار با والدین خود به طور مستقیم گفتوگو میکنند. والدین باید از این فرصتها نهایت استفاده را ببرند و با تصحیح اشتباهات کودکان و معرفی لغات جدید به آنها قدرت مکالمه کودکانشان را تا حد ممکن بالا ببرند. فقط صحبت کردن صرف با کودکان کافی نیست و والدین باید تلاش کنند کودک خود را به حرف زدن تشویق کنند.به کودکان خود اجازه دهید افکار درون ذهنشان را بیرون بریزند حتی اگر در حد چند کلمه بیمعنی است.
منبع: تبیان تبریز