منوی اصلی

روانشناسی رنگ ها

رنگبا وجودی که اثر رنگ ها تا حدودی ذهنی است و در مورد اشخاص مختلف فرق می کند امّا برخی از تاثیرات رنگ ها دارای معنی یگانه ای در سراسر جهان هستند. رنگ هایی که در طیف رنگ ها در ناحیه قرمز قرار دارند به عنوان رنگ های گرم شناخته می شوند که این دامنه اش از احساسات گرم و صمیمانه تا احساس خشم و عصبانیت متغیر است.

رنگ هایی که در ناحیه آبی طیف قرار دارند، رنگ های سرد نامیده می شوند و شامل آبی، ارغوانی و سبز هستند. این رنگ ها معمولاً آرامش بخشند امّا گاهی نیز ممکن است احساس غمگینی و بی تفاوتی را به ذهن آورند.

● روانشناسی رنگ ها به عنوان روش درمان

در برخی از فرهنگ های قدیمی، از جمله مصری ها و چینی ها، از رنگ ها برای درمان استفاده می شده است. این کار که گاهی به آن نور درمانی یا رنگ شناسی نیز گفته می شود هنوز هم به عنوان روش درمان جایگزین مورد استفاده قرار می گیرد.

در این روش:

▪ از رنگ قرمز برای تحریک بدن و ذهن و افزایش تمرکز استفاده می شود.

▪ از رنگ زرد برای تحریک اعصاب استفاده می شود.

▪ از رنگ نارنجی برای بالا بردن سطح انرژی استفاده می شود.

▪ از رنگ آبی برای کاهش درد و تسکین بیمار استفاده می شود.

▪ از رنگ نیلی برای تسکین ناراحتی های پوستی استفاده می شود.

اغلب روان شناسان به رنگ درمانی به دیده شک و تردید می نگرند و می گویند که درباره تاثیرات احتمالی رنگ ها اغراق شده و رنگ ها در فرهنگ های مختلف، معانی متفاوتی دارند. پژوهش ها نشان داده اند که در بسیاری از موارد، تاثیرات رنگ ها در تغییر حالت افراد، تاثیراتی زودگذر و موقتی بوده است. برای مثال، قراردادن افراد در اتاق آبی ممکن است در ابتدا احساس آرامش در آن ها به وجود آورد امّا این اثر پس از آن که آن ها آرامششان را بازیافتند، به تدریج کاهش خواهد یافت.

● روان شناسی رنگ های مختلف

۱) روان شناسی رنگ سیاه

▪ سیاه تمام نورها در طیف رنگ ها را جذب می کند.

▪ سیاه معمولاً به عنوان نماد ترس یا شیطان مورد استفاده قرار می گیرد امّا به عنوان نشانگر قدرت نیز شناخته می شود. از رنگ سیاه برای نشان دادن شخصیت های خطرناک مثل دراکولا و یا جادوگران استفاده می شود.

▪ رنگ سیاه در بسیاری از فرهنگ ها برای مراسم سوگواری مورد استفاده قرار می گیرد. این رنگ همچنین نشانگر غمگینی، جذابیت جنسی و رسمی بودن است.

▪ در مصر قدیم، رنگ سیاه نشانگر زندگی و تولّد دوباره بود.

▪ رنگ سیاه معمولاً به دلیل لاغر نشان دادن در نمایش های مد مورد استفاده قرار می گیرد.

۲) روان شناسی رنگ سفید

▪ رنگ سفید، نماد معصومیت و پاکی است.

▪ رنگ سفید می تواند در انسان احساس فضای بیشتر به وجود آورد.

▪ رنگ سفید معمولاً نشانگر سرما، پاکیزگی و آرامش است. اتاقی که کاملاً به رنگ سفید نقاشی شده باشد ممکن است جادار و بزرگ به نظر آید امَا خالی و سرد است. بیمارستان ها و کادر پزشکی از رنگ ▪ سفید برای ایجاد حس پاکیزگی استفاده می کنند.

۳) روان شناسی رنگ قرمز

▪ رنگ قرمز، رنگ گرمی است که برانگیزاننده هیجانات قوی است.

▪ رنگ قرمز، نشانگر عشق، حرارت و صمیمیت است.

▪ رنگ قرمز، به وجود آورنده احساس شور و هیجان است.

▪ رنگ قرمز، تحریک کننده احساس خشم و عصبانیت است.

۴) روان شناسی رنگ آبی

▪ آبی، رنگ مورد علاقه بسیاری از مردم و محبوبترین رنگ در بین مردان است.

▪ رنگ آبی، احساس آرامش را به ذهن می آورد و معمولاً نشانگر صلح، امنیت و نظم است.

▪ رنگ آبی، می تواند احساس غم، درون گرایی یا گوشه گیری را در بعضی افراد به وجود آورد.

▪ رنگ آبی معمولاً برای دکور دفاتر مورد استفاده قرار می گیرد زیرا تحقیقات نشان داده است که افراد در اتاق های آبی کارآیی بیشتری دارند.

▪ رنگ آبی با وجودی که از محبوبترین رنگ هاست امّا یکی از رنگ هایی است که کمترین اشتها را بر می انگیزد. در برخی از برنامه های کاهش وزن توصیه می شود که غذای خود را در بشقاب های آبی بکشید. ▪ رنگ آبی به ندرت به صورت طبیعی درخوراکی ها وجود دارد. همچنین رنگ آبی غذا معمولاً به عنوان نشانه فاسد بودن و یا سمّی بودن آن در نظر گرفته می شود.

▪ رنگ آبی می تواند باعث کاهش ضربان قلب و حرارت بدن گردد.

۵) روان شناسی رنگ سبز

▪ رنگ سبز، رنگ سردی است که نماد طبیعت است.

▪ رنگ سبز، نشانگر آرامش، خوشبختی، سلامتی و حسادت است.

پژوهشگران دریافته اند که رنگ سبز می تواند باعث افزایش قابلیت خواندن گردد. برخی از دانش آموزان و دانشجویان با قراردادن یک برگه شفاف سبز رنگ بر روی صفحه کتاب، می توانند مطالب را با سرعت بیشتری از حدّ معمول بخوانند و درک کنند.

▪ رنگ سبز، از دیر باز نماد باروری بوده و در قرن پانزدهم برای لباس عروسی به کار می رفته است.

▪ از رنگ سبز در دکوراسیون به دلیل اثر آرام بخشی آن استفاده می شود.

▪ رنگ سبز باعث کاهش استرس می شود. کسانی که در فضای کاری سبز رنگ کار می کنند، کمتر دچار دردهای دستگاه گوارش می شوند.

۶) روان شناسی رنگ زرد

▪ رنگ زرد، رنگی گرم وشاد است.

▪ رنگ زرد به دلیل مقدار زیاد نوری که منعکس می کند، بیشتر از بقیه رنگ ها چشم را خسته می کند. استفاده از رنگ زرد برای پس زمینه کاغذ یا نمایشگر کامپیوتر می تواند باعث چشم درد یا در حالت های خاص از دست دادن بینایی گردد.

▪ رنگ زرد می تواند احساس رنجیدگی و خشم را به وجود آورد. با وجودی که رنگ زرد به عنوان یک رنگ شاد شناخته می شود اما بیشتر مردم در اتاق های زرد رنگ، هیجانشان را از دست می دهند و بچه ها نیز در اتاق های زرد رنگ بیشتر گریه می کنند.

▪ رنگ زرد باعث افزایش سوخت و ساز بدن انسان می گردد.

▪ چون رنگ زرد، از بقیه رنگ ها زودتر دیده می شود، بیشتر از بقیه برای جلب توجه مورد استفاده قرار می گیرد.

۷) روان شناسی رنگ ارغوانی

▪ رنگ ارغوانی نماد وفاداری و ثروت است.

▪ رنگ ارغوانی نشانگر عقل و معنویت است.

▪ رنگ ارغوانی خیلی کم در طبیعت وجود دارد و به همین دلیل ممکن است به عنوان نشانه مصنوعی یا غیر عادی بودن در نظر گرفته شود.

۸) روان شناسی رنگ قهوه ای

▪ رنگ قهوه ای، رنگی طبیعی است که برانگیزاننده حس قدرت و اطمینان پذیری است.

▪ رنگ قهوه ای همچنین می تواند حس غم و انزوا را به وجود آورد.

▪ رنگ قهوه ای، حس گرما ، محبت، آسایش و امنیت را به ذهن می آورد.

▪ رنگ قهوه ای معمولاً بیانگر طبیعی بودن، زمینی بودن و متفاوت بودن است اما گاهی می تواند نشانگر پیچییدگی نیز باشد.

۹) روان شناسی رنگ نارنجی

▪ رنگ نارنجی، ترکیب زرد و قرمز است و به عنوان یک رنگ انرژی زا در نظر گرفته می شود.

▪ رنگ نارنجی، احساس هیجان، گرما و شور و شوق را به ذهن می آورد.

▪ رنگ نارنجی، معمولاً برای جلب توجه مورد استفاده قرار می گیرد.

۱۰) روان شناسی رنگ صورتی

▪ رنگ صورتی، در واقع همان رنگ قرمز کم رنگ است و معمولاً نشانگر عشق است.

▪ رنگ صورتی اثر آرام بخشی دارد. در ورزشگاه ها معمولاً رختکن تیم حریف را به رنگ صورتی نقاشی می کنند تا بازیکنان آن ها کم انرژی و منفعل شوند.

با وجودی که اثر آرام بخشی رنگ صورتی مشخص شده است ولی پژوهشگران دریافته اند که این اثر تنها در خلال مواجهه اولیه به وجود می آید. مثلاً هنگامی که از این رنگ در زندان ها استفاده شد، زندانیان پس از عادت کردن به آن، حتی نا آرامتر از قبل شدند.

لباسهای تنگ:

افرادی که لباس های تنگ میپوشند عموما افرادی مغرور و زود رنجاند. همچنین افرادی بسیار جذاب هستند.افرادی شایسته و معقول اند

لباس های گشاد:

افرادی که لباس های گشاد میپوشند افرادی بخشنده هستند به هیچ وجه حسود نبوده و دوستان زیادی دارند. فداکار و صادق نیز هستند.

لباس های تیره:

افرادی که لباس های تیره میپوشند عموما افرادی خودخواه بود و بسیار خونسرد هستند به ندرت عصبانی می شوند و و سلیقه ی خوبی در انتخاب لباس دارند.

لباس های روشن:

افرادی که لباس های روشن میپوشند افرادی فداکار و صادق هستند. افرادی مهربان و شوخ طبع هستند عاشق صلح و صفا و ارامش اند.

سبز:
انتخاب رنگ سبز برای لباس معمولا نشان دهنده آن است که صاحبان آن ,شخصیتی قوی واراده ای بالا دارند .در تصمیم گیری ها خیلی محکم عمل کرده وتا حدی خود رای ومغرورند .این افراد اعتماد به نفس بالایی دارند ودر کمک به دیگران پیشقدم می شوند.

آبی:
اکثر آبی پوشها دارای نگاهی عمیق بوده وشخصیتی حساس وشفاف دارند .این افراد به راحتی فکر ونظر خود را به دیگران منتقل می کنند وبه همین نسبت شجاعت وجرات ویژه ای هم از خودشان نشان می دهند . آنها زندگی را زیبا دیده وبیشترین تلاش را برای استفاده بهینه از آن می کنند.

مشکی:
بیشتر اوقات انتخاب رنگ مشکی نشان دهنده آن است که این افراد انسانهایی رویایی هستند که در فضایی شاعرانه ز ندگی می کنندودر عین حال بسیار دست ودلبازند وتلاش میکنند با هر آنچه دارند به کمک دیگران رفته وگرهی از مشکلات آنها باز کنند.آنها بسیار اجتماعی ظریف وساده پسند هستند.

قهوه ای:
این افراد سمبل مهربانی ومحبت هستند.برخی روان شناسان می گویند رنگ قهوه ای هر چه تیره تر باشد مهر ومحبت صاحبش بیشتر است.این افراد بسیار خونسردند وتقریبا هر چه را می خواهند به راحتی تصاحب می کنندآنها دربدترین شرایط می توانند بهترین تصمیم ها را اتخاذ کنند.

خاکستری:
انتخاب رنگ خاکستری نشان دهنده این نکته است که این افراد معمولا شخصییتی آرام وبا اعتماد به نفس دارند .هر چند روان شناسان میگویند افرادی که دل در گرو رنگ خاکستری دارند , دو دسته هستند : یا از شخصیتی عصبی وانقلابی دارند وهمیشه به دنبادل آرامش می گردند .آنها در مجموع انسانهایی سر سخت وسنگین دل هستند .نفوذ کردی برای همیشه در دلشان جای خواهی داشت.

سفید:
افرادی که لباسهای سفید را دوست دارند انسانهای خوش قلبی هستند وهمیشه به دنبال دوست می گرند.این افراد معمولا از کودکی روی پای خود بزرگ شده ودوست ندارند به دیگران تکیه کنند .
در موقعیت های کاری , همیشه در حال ساختن نردبانی برای بالا رفتن از آن هستند , چرا که معتقدند از هر فرصتی باید استفاده کرد.

رنگهای روشن:
انتخاب این نوع رنگها ,نشان دهنده این است که این افراد بشدت سر شار از انرژی مثبت بوده وعشق و بالندگی را به اطراف خود پخش میکنند . دیدار با این افراد ,اگر چه ممکن است همیشه خوشایند نباشد,اما بازگیری انرژی مثبت وسازنده از آنها می تواند بقیه روز را برای شما زیباتر,دلچسب تر وقابل تحمل تر  سازد

روانشناسی رنگ و دکوراسیون

رابطه روانشناسی رنگ و دکوراسیون آیا می توانید دنیای اطراف خود را بدون وجود هیچ گونه رنگی تصور کنید؟ هر رنگ تاثیر فیزیکی و روحی خاصی را بر روی بیننده می گذارد و افراد واکنش های متفاوتی نسبت به رنگ های مختلف از خود نشان می دهند. محققان تاکنون نتوانسته اند یک سیستم منسجم جهانی که قادر به دسته بندی کلیه واکنش های افراد نسبت به رنگ های مختلف باشد را پایه ریزی نمایند و معتقدند که عکس العمل افراد به فاکتورهای متعددی نظیر فرهنگ، جنسیت، سن، موقعیت احساسی و ذهنی، تجربه های خاص فردی بستگی دارد. البته نوع و شدت این واکنش ها نیز منحصر بفرد است. روانشناسی رنگ ها یک شاخه نظری نیست که تنها به بخش آکادمیک محدود شود، بلکه گستره تحقیقات این حوزه در زندگی روزمره عموم مردم نمود پیدا می کند. روانشناسی رنگ ها در دنیای تجاری امروز حائز اهمیت است و می توان اظهار داشت که هر چیزی را که در اطراف خود می بینیم به گونه ای در ارتباط مستقیم با این علم است. چرخه رنگ نگاهی به رنگ هایی که در زیر لیست کرده ایم بیندازید، چند ثانیه صبر کنید و با خود بیندیشید که هر کدام از آنها چه احساسی در شما ایجاد می کنند، بعد هم ادامه مطلب را بخوانید تا ببینید واقعیت چیست. این امکان وجود دارد که با تغییر حالات درونی، ویژگی های فردی، و سایر فاکتورهای آماری برخی احساسات فردی دستخوش دگرگونی قرار گیرد. به عنوان مثال اگر کسی در اعماق اقیانوس ها گیر افتاده باشد و تا مرز غرق شدن پیش رفته باشد، به احتمال زیاد آبی به عنوان رنگ آرامبخشی برای او به شمار نمی رود. از سوی دیگر یک دختر خانم ۸ ساله از هر رنگی بجز صورتی ایراد می گیرد. حال اجازه دهید نگاهی به ۸ رنگ اصلی مداد رنگی داشته باشیم. قرمز قرمز یکی از رنگ هایی است که اکثر افراد ارتباط قوی با آن برقرار می کنند و واکنش شدیدتری نسبت به آن نشان می دهند. احساساتی نظیر قدرت، رشادت، تخطی، بر انگیختگی جنسی و هیجان به آن نسبت داده می شود. قرمز ضربان قلب را افزایش داده و میزان انرژی را بالا می برد؛ و تنها هاله هایی از رنگ قرمز بر روی هر چیزی می تواند توجه بیننده را به آن جلب نماید. چه علامت خطر، چه روز ولنتاین، به هر حال قرمز آنجاست تا حواس شما را خود جلب کند و چشمانتان را خیره سازد. نارنجی نارنجی هم می تواند واکنش های جدی را برانگیزاند. افراد در برابر نارنجی دو واکنش نشان می دهند: یا عاشق آن می شوند یا از آن متنفر می شوند. نارنجی اصولا با زرق و برق، اشتعال، توانایی، انرژی، گرما، و آسایش در ارتباط است. زرد زرد رنگ خوشحالی، شادی، خرسندی، و سعادتمندی است. مردم اصولاً با مشاهده این رنگ اشتیاق، وجد و سرور، انرژی، خوش بینی، نیک اندیشی، و شور را تجربه می کنند. برخی از ترکیبات و سایه های زرد می توانند فرد را از نظر ذهنی تحریک کرده و خلاقیت او را افزایش دهند، اما از طرفی برخی از ترکیب های زرد نیز وجود دارند که ممکن است سبب ایجاد ترس، وحشت، اضطراب، و نگرانی شوند. سبز سبز بیشتر برای به تصویر کشیدن عناصر سمبلیک مورد استفاده قرار می گرد و بعد از آبی دومین رنگ پر طرفدار در میان عموم افراد است. سایه های طبیعی سبز حس تازگی، طراوت، نو شدن، تعادل، آرامش، و تسکین را به افراد القا می کند. ترکیب نادرست سبز ممکن است احساساتی نظیر بی حالی و ناخوشی، را در فرد ایجاد کند. به طور کلی سبز معمولاً نماد مفاهیمی نظیر: صلح، افتخار آفرینی، خوش شانسی، و باروری و حاصلخیزی است. آبی اکثریت قریب به اتفاق مردم موافقند که: “آبی بهترین رنگ” است. شاید به آن خاطر باشد که مشاهده این رنگ سبب ایجاد هورمون های شیمیایی خاصی در بدن می شود که آرامش را ارتقا می بخشند. آبی اصولاً با احساساتی نظیر: اعتماد، اطمینان، صداقت، وفاداری، منطق، آرامش، سکون و سکوت، و توجه و تمرکز همراه است. باید توجه داشت که برخی از ترکیبات رنگ آبی اثرات پویاتر و پرتحرک تری دارند و برخی از آنها سردتر و دور از دسترس می نمایند. در برخی پژوهش ها اثبات شده که آبی توانایی کارمندان و ورزشکاران را نیز افزایش می دهد. بنفش بنفش عموماً حد تعادلی میان انرژی و هیجان قرمز و آرامش و سکون آبی ایجاد می کند. گاهی برخی از سایه روشن های بنفش ذهن افراد را درگیر می کند و آنها را مضطرب کرده و از آنها افراد درون گرای افراطی می سازد و از اینرو به سوی کسب عرفان، معرفت، دانش پیش می روند. مشکی مشکی یک رنگ کاملاً قدرتمند است و با خود سلطه طلبی و قدرتمندی ‌را به ذهن القا می کند. در برخی از فرهنگ ها این رنگ افراد را به یاد از دست دادن جان عزیزانشان می اندازد. قهوه ای قهوه ای احساس سادگی، طبیعی بودن، ثبات، استحکام، استواری، و پایداری را ایجاد می کند. مردم اصولا به رنگ قهوه ای اطمینان دارند و به آن اعتماد می کنند.در زندگی روزمره با رنگ های بسیار زیاد دیگری نیز برخورد می کنیم و این موارد تنها چند نمونه از رنگ های اصلی تر بودند. رنگ ها را می توان نسبت به میزان اشباع شدگی (به این معنا که یک رنگ تا چه اندازه تیره –پر رنگ- و یا روشن-کمرنگ- هستند) و همینطور شفافیت (به این معنا که چه مقدار مات و براق هستند) نیز به گروه های دیگری تقسیم کرد. منزل و رنگ روانشناسی رنگ ها می تواند فاکتور مهمی هم در فضای داخلی و هم در فضای خارجی خانه ها به شمار رود. به عنوان مثال اگر قصد فروش خانه خود را دارید یکی از بهترین کارهایی که می توانید برای جذب مشتری بیشتری انجام دهید رنگ کردن است. رنگ سفید یکی از گزینه هایی است که با انتخاب آن می توانید امید بیشتری به سریعتر فروش رفتن خانه خود داشته باشید. ابتدا اجازه دهید در مورد فضای خارجی بحث کنیم. اصلاً مهم نیست که شما تا چه اندازه عاشق رنگ نارنجی یا بنفش هستید، اما به هیچ وجه برای رنگ کردن نمای خارجی خانه خود از آنها استفاده نکنید. در زمان فروش هم باید ببینید که خریدار از چه رنگی خوشش می آید. همچنین رنگ نمای خانه های اطراف نیز مهم هستند و رنگ خانه شما باید حتماً با آنها هماهنگی داشته باشد. خانه ای که نمای آن رنگ نامتعارفی داشته باشد می تواند زیبایی کل خانه های محله را بگیرد. در این قسمت چند پیشنهاد برای رنگ نما می دهیم: سفید-استخوانی-آبی-کرم-بژ-سبز-ز​رد در انتخاب رنگ در و پنجره نیز باید دقت کنید. اگر آنقدر بودجه ندارید که کل خانه را رنگ کنید، بهتر است فقط درها و پنجره ها را رنگ کنید. در این میان درب ورودی از سایر بخش ها مهم تر است. رنگ آنرا از میان خانواده رنگ های گرم انتخاب کنید که هر کس وارد خانه می شود با دیدن درب ورودی خوش آمد گرمی را احساس کند. آجری، قهوه ای سوخته و آبی و سبز پر رنگ جزء بهترین گزینه ها محسوب می شوند. در فضای داخلی هم همین مطالب صدق می کنند. رنگ های روشن و خنثی اتاق را روشن تر و بزرگتر جلوه می دهند و مثل همیشه سفید جزء اولین گزینه هاست. مشاهده رنگ های مختلف در خانه و تاثیر آنها بر روی حالات فردی پیش از انتخاب رنگ برای فضای داخلی خانه حتماً به مبحث روانشناسی رنگ ها توجه داشته باشید. با این کار هم حالت های روانی ساکنین خانه تعدیل می گردد و هم هر کس وارد خانه شما می شود احساس صمیمیت بالاتری را از جانب شما دریافت می کند. در اینجا توضیح مختصری در مورد بهترین گزینه های رنگی اتاق های مختلف را در اختیارتان قرار می دهیم: قرمز: مشاهده قرمز فشار خون و ضربان قلب را بالا می برد. در عین حال اشتها را نیز زیاد میکند. اگر دقت کرده باشید می بینید که در بسیاری از رستورانها از این رنگ استفاده می کنند. بنا براین بهترین گزینه برای رنگ کردن اتاق غذاخوری است. توجه: مراقب ترکیب رنگی قرمز و سایه روشن های آن باشید. قرمز کمرنگ معمولاً واکنش ها منفی را در افراد ایجاد می کند، و تابلوهای اخطار هم این رنگی هستند. پس سعی کنید تا جایی که می توانید از قرمز پر رنگ استفاده کنید. نارنجی: خصوصیاتی شبیه قرمز دارد اما در عین حال حس گرما و صمیمت ایجاد می کند. می توانید در اتاق نشیمن و جایی که افراد خانواده دور هم جمع می شوند از آن استفاده کنید. زرد: آفتابی و روشن و می تواند در اتاق های خانوادگی مورد استفاده قرار بگیرد. همچنین برای پر نور جلوه دادن فضاهای کم نور مثل راهرو و کوریدور نیز مناسب است. آبی: رنگ آرامبخش، تسکین دهنده، ریلکس کننده. به همین دلیل پزشکان سعی می کنند در مطب خود از این رنگ بیشتر استفاده کنند. بهتر است در اتاق خواب و سرویس بهداشتی حمام و دستشویی مورد استفاده قرار بگیرد. از آنجایی که جلوی اشتها را می گیرد، برای اتاق غذاخوری مناسب نیست. سبز: رنگ چند منظوره: هم می تواند گرما و حرارت ایجاد کند هم آرامش و خوشی. سبز همان احساسات آبی را در بر دارد با این تفاوت که قدری گرم تر و انعطاف پذیرتر است. باز هم اگر دقت کرده باشید می بینید که در اتاق عمل از این رنگ استفاده می کنند . سبز کمرنگ برای اتاق خواب و نشیمن مناسب است و ترکیب های پر رنگ تر برای آشپزخانه و غذاخوری خوب است. این رنگ در ارتباط با غذا و سلامتی هم هست. بنفش: کسانی که طرفدار این رنگ هستند می توانند از آن در اتاق مطالعه و غذا خوری استفاده کنند. والدین می توانند فضای بازی بچه هایی که این رنگ را دوست دارند استفاده کنند.در پایان باید به این نکته اشاره کنیم که سلیقه رنگی افراد متفاوت است و اطرافیانتان بسته به رنگ هایی که از شما می بینند برداشت خاصی می کنند. ۶۰% از پذیرش و یا عدم پذیرش هر چیزی توسط یک انسان با توجه به رنگ ها انجام می پذیرد.

 

بررسی فشارها و تنش های روانی در محیط کشتی

دریانوردی در ردیف مشاغل سخت و زیان آور

بررسی فشارها و تنش های روانی در محیط کشتی

کاپیتان فتوحی

غیر از یکنواختی، مسئله تنهایی امری فلج کننده است . نگهبانی بین ساعات نیمه شب تا ۴ صبح که به (Dog Watch) مشهور است موجب ایزولاسیون فرد میشود. در این ساعات نگهبان از شراکت و فعالیت در زندگی کشتی محروم می گردد و زمانیکه دیگران جشن می گیرند وی بایست بخوابد و یا اینکه نگهبانی دهد. این خود گویای ظلمی است که بر افسر شیفت نیمه شب تا ۴ صبح تحمیل می شود. هیچ علامتی از احساسات همراه با تنهایی ، همچون غصه و عصبانیت وجود ندارد. حداقل اینکه بصورت ترس از ندیدن چیزی و یا شیئی وجود دارد. به شکل نمایانتر ، تنهایی و خشم به شکل احساسات برعلیه مالکان کشتی بروز می نماید. دریانورد از مالکان کشتی درخواست می کند که فکری بحال مسئله تنهایی نمایند و چاره ای بیاندیشند. این نکته که مدت زمان کارکرد در کشتی باید کوتاه تر گردد نبایستی از توجه مالکین کشتی ها دور گردد.


دریانوردان راه و روش غلط مالکان را ، که اعتنایی به تجارب افسران نگهبان نکرده و اقدامی در راه تامین پرسنل و کشتی انجام نمی دهند ، پیگیری و مورد ارزیابی قرار می دهند . پنجره های بخارآلود و عدم دید مسائلْی هستند که مالکان ضرورت آن را پشت گوش انداخته و به هیچ وجه در عمل ، فکری به حال آن نمی کنند. بدیهی است زمانی که مالکان دریانوردان را به امان خدا رها می کنند، ایشان نیز وظیفه خود را بدرستی انجام نداده و همکاری نمی نمایند، این بدان معنی است که مالکان نمی بایست سفر دریایی را بدون برطرف نمودن عیوبی که ایمنی را به خطر می اندازد و یا بدون دیدبان آغاز نمایند. دریانوردی ، بدون حضور دیدبان علیرغم مه آلود بودن پنجره ها بسادگی زمینه های تصادف را فراهم می سازد.

این امر حداقل خطری است که برای جان دریانوردان وجود دارد ، درحالیکه بیمه، خسارتهای ناشی از فقدان کشتی و بار مالکان کشتیها را جبران می نماید. اینگونه گرایشهای مخرب از کجا سرچشمه می گیرند؟ این امر از عدم تمایل مالکان برای ایجاد رفاه پرسنل نشات می گیرد. مالکان اجازه می دهند که دریانوردان در شرایط فاجعه بار به دریانوردی بپردازند و بجای قدردانی و حمایت از دریانوردان ،زحماتشان را کم شمرده وآنان را تحت فشار قرار

می دهند.

مالکان پرسنل خود را به امان خدا رها می کنند. این امر به خشمی منجر می گردد که در سیستم اداری سلسله مراتبی ، فشار برای انطباق با کار و موقعیت جدید، فقدان استقلال فردی ، عدم توانایی و ترس از عدم استخدام ، امکان بروز نیافته و خفه میشود. در چنین وضعیت روانی ، فرد قادر به تاثیر گذاری موثر و مستقل بر محیط نیست. و نه بنظر می رسد که اعمال و حرکاتش از خارج رهبری می گردند. از نظر ذهنی دارای ذهنیتی شبیه به خردسالان می گردد که دارای توانایی ذهنی نبوده و گرسنه و تنها به امان خدا رها شده اند. چنین کودکانی منفعل و از کار افتاده هستند و امید به تاثیر گذاری بر جهان اطراف خود را بکلی از دست داده اند.

این حالت ذهنی حاصل از فشارهای محیط ، گویای این نکته است که ؛ چرا دریانورد خود را بیش از این قادر به بررسی دقیق و مسئولانه نیازهای واقعی این وضعیت نمی داند.

جهت پایان دادن به تفسیر گزارشهای متخصصان ، می بایست نگاهی به نظرات ایشان درمورد امکان انجام پروژه نگهبانی توسط یک نفر بیندازیم. بویژه به غیر عملی بودن پروژه اشاره کرده لیکن بطور صریح و مستقیم با آن مخالفت نکرده اند. احساسی که از نتیجه گیری آنها بر خواننده دست می دهد این است که تنها با تغییرات جزئی در معیارهای فنی و موثر روانی ، رفتاری و تشکیلاتی میتوان با انجام پروژه اداره پل فرماندهی توسط یکنفر به دریانوردی ایمن پرداخت.

در سیستم انسان ماشینی ، مهمترین اصل ، عامل انسانی می باشد. زیرا اوست که می بایست سیستم را راه بیندازد. با توجه به بی توجهی و آسودگی خاطر فرد در تهیه گزارشهای فوق ، فقط گهگاه و درمیان سطرها، اشاراتی به نیازهای ضروری انسانی کرده اند. درحالیکه این مسئله مهمترین عامل در راه اندازی یک سیستم است و این دربررسی نهایی گزارشهای متخصصین که در آنها دستاوردهایشان تکه تکه و مبهم بیان گردیده است خیلی مشکل می باشد. در مورد عملی بودن پروژه نگهبانی توسط یکنفر در شب چه استنباطی می توان از ملاحظات نهایی این متخصصان نمود؟ دریانورد (الف) در انتهای گزارش خود، از کمبود دید گله می کند ، وی میگوید در هنگام رفتن به دستشویی ، کشتی در واقع کورکورانه به راه خود ادامه می دهد . ( بنظر ما حرکت کورکورانه کشتی در این هنگام به این دلیل است که دستشویی در عرشه پایین تر قرار دارد) یا از طرفی وی احساس شخصی خود را بدینگونه بیان می دارد که تکنولوژی که برای تسهیل کار او اختراع شده است در واقع بصورت تحمیلی درآمده و او را از وظایف حقیقی خویش که همانا دریانوردی و دیدبانی است ، دور کرده است.

وی این مسئله را غیر قابل قبول دانسته و در این رابطه سخنانی متناقض و غیر شخصی بیان می دارد.

فشار بازار کار عامل مهمی در رابطه با تمایل افسران برای تقبل ریسک می باشد. وی در یک جمله می افزاید: نسبت ارزش کشتی و محموله آن به هزینه تامین یک دیدبان ناچیز به نظر می رسد. سکانی های کشتی معتقد بودند علیرغم فشار دردناکی که بردوش خود احساس می کنند، خطر بطور روزافزونی وجود دارد. آنها معتقد بودند که بدون دیدبان نمی بایست دریانوردی کرد. نظریات یک کاپیتان باتجربه شایان توجه است: نگهبانی ۴ ساعته توسط یکنفر ، همیشه ناقص است زیرا کاپیتان و دیدبان را نمی توان فورا به پل فرماندهی رساند. در اینجا نشانه ای از عدم آگاهی نسبت به مسئولیت یا شناخت خطر وجود ندارد. بنظر می رسد که افسر نگهبان تجربه شایانی در حل وضعیتهای بحرانی داشته باشد.

در رابطه با معیارهای سازمانی به افزایش سلسله مراتب اداری بیش از روش تیمی اشاره شده و هرم سازمانی در یک کشتی هنوز هم بشکل کشتی نلسون باید باشد. بنظر می رسد مالکان و شرکتهای کشتیرانی پیوسته از رویه کشتیرانی محتاطانه پیروی می نمایند تا پروژه نگهبانی توسط یکنفر تائید گردد. تذکر این نکته برای خواننده ضروری است که متخصص آموزش ، آشنایی کامل بر شیوه های تدریس و آموزش دانشجویان رشته دریانوردی نیاز است و درعین حال می بایست دارای تجاربی در زمینه آموزش مسائل دریایی داشته باشد که وی را بعنوان متخصص واقعی در زمینه آموزش مسائل دریایی از دیگران متمایز سازد. با توجه به این امر طرح مشارکت افراد متخصص در زمینه دریانوردی به چه معنی است ؟ او درواقع از تجارب خود مدد نمی گیرد و نتیجه گیریها و نظریات وی بگونه ای است که فردی با تجربه و صاحب نظر چون او که دارای مسئولیت در زمینه های آموزشی بوده و با توجه باینکه وی در واقع یک معلم است ، بعید می نماید.

آیا افسر نگهبان یا کاپیتان مسئولانه برخورد می کنند ؟ ( منظور اینست که در زمانیکه ایشان موافقت می نمایند پروژه نگهبانی توسط یکنفر را در شب خود بعهده گیرند ، از احتمال خطرات موجود آگاهی منطقی دارند یا خیر؟) کار و کسب یک کشتی بخشی از کار مالکان و بعبارتی بخشی از کارنهادهای بالاتر است. زمانیکه عوامل خارجی برعملکرد نگهبانی اثر می گذارند مسئله از جنبه علمی – اجتماعی به نهادهای مربوط با این تغییرات بر میگردد. این نکته را باید تاکید نمود که ؛ چه ریسکی را میتوان قبول کرد یا نکرد، پیوسته مسئله ای معقول بوده است. این طرز فکری است که میتوان آنرا با بالا بردن مهارتها افزایش داد ولی نمیتوان چیز دیگری را جایگزین آن نمود. گزارشهای متخصصان همچنین این نکته را ثابت میکند که افسر نگهبان درواقع بخاطر آنکه موقعیت شغلی و حرفه ای خود را درخطر میبیند برعلیه کاهش موقعیت و مقام شغلی خود موضع گیری میکند. این امر مسئله ای نیست که با افزایش انگیزه یا هشیاری در وی بتوان آنرا از ذهن حذف کرد. نصب زنگ اعلام خطر ۵/۱ دقیقه ای درواقع مهمترین عامل برای کاهش تمرکز ذهنی افسر نگهبان بوده و به هشیاری وی لطمه میزند. در پروژه نگهبانی توسط یکنفر مهارتهای افسر نگهبان مورد استفاده قرار نگرفته و وی تنها میباشد. فرد تنها احساس امنیت کمتری میکند. هیچکس نمیتواند درک کند که سایرین درچه شرایطی احساس امنیت کرده و یا باید بکنند. هیچ عاملی نباید افسر نگهبان را مضطرب ساخته و یا اورا در مسئله ای جز وظیفه نگهبانی درگیر کند. این اشاره بلاتردید به حوادث خارجی میباشد. در نتیجه اگر موقعیت بگونه ای باشد که افسر نگهبان را از وظیفه خود منفک سازد، پروژه نگهبانی توسط یکنفر نمیتواند اجرا گردد. فرض براینست که هیچ عامل انسانی وجود ندارد که موجب اضطراب افسر نگهبان و دوری وی از وظایفش گردد. درنتیجه فشارهای بازرگانی ، پیشرفتی در کشتی دنبال میگردد که هیچکس مایل به گردن نهادن به آن نیست. این امر قابل توجه نیست زیرا مالکان کشتی و مقامات بالاتر نمیتوانند برسر مسائل عامل انسانی در پروژه نگهبانی توسط یکنفر به نحو قابل توجه بحث کنند.

وضع روحی – روانی افسر نگهبان که درشب و به تنهایی درپل فرماندهی خدمت میکند

تعادل روانی افسر نگهبان را شاید بتوان دررابطه با عواملی که هم شخص وی و هم سلامت کشتی را در دریا مورد تهدید قرار میدهند مورد بررسی قرار داد. در هنگامیکه دریانورد و بویژه افسر نگهبان و کاپیتان بنحو معمول و مرسوم در پل فرماندهی مشغول بکارند ، فشار فوق العاده زیادی برآنها وارد میگردد. اصطلاح شرایط روانی فوق العاده مشکل را میبایست به محیط کاری روی کشتی اطلاق نمود. درآن مکانیسمی که تعادل ذهنی روانی افراد را تهدید میکند شرح داده شده است که این عدم تعادل در ابتدای امر ربطی به عدم شایستگی فرد نداشته بلکه محیط کشتی ست که میبایست بعنوان عامل ایجاد کننده بیماری روانی مورد توجه قرار گیرد. جنبه های ویژه دینامیکی و حرکتهای گروهی در دریا کششهای روانی شدیدی را ایجاد میکنند که حتی برروی باثبات ترین و قویترین شخصیتها نیز تاثیر گذاراست. بازگشت (سیر قهقرایی) از نظر روانشانسی ، حالتی در ساختار شخصیتی است که درآن فرد در کوتاه مدت یا بلند مدت بسوی کودکی خود بازمیگردد ( در این مرحله طفل بسختی میتواند بین خود و دیگران فرق بگذارد. از نظر خودش وی فردی است درمانده که در تصمیم بین دنیای درون و برون مردد است ، عدم اطمینان و اضطراب در او افزایش یافته و آرزوها و رویاها بروجود وی غلبه میکنند) کوتاه و سبک بودن خواب درکشتی و همچنین فقدان فرصتهای بازسازی ذهنی ( برای مثال نبودن فرصت تجدید قوا) جلوی مبادله معمولی جنبه های کودکانه و بالغ را میگیرد که نهایتا یک حالت تدافعی سخت ( ما مردیم نه بزدل) بیماری بازگشت روانی همچون عقده ها و یا واژگونی کامل تعادل روانی را موجب میشود.

واقعیت دیگری که ظاهرا در مقایسه با مسائل فوق الذکر کم ضررتر بنظر میرسد اینستکه در مرحله بازگشت روانی ، گاه درک واقعیت ازبین میرود. دریانوردان با تجربه علیرغم اینکه مایل نیستند این حقیقت را بپذیرند با آن آشنا هستند. توجه به اینگونه مسائل نقش مهمی در تقسیم وظیفه نگهبانی بین دریانوردان ایفا میکند. کاپیتانهای با تجربه میدانند که در شرایط بخصوصی تنها زمانی میتوانند به آسودگی بخوابند که سکانی قابل اعتماد بهمراه افسر معتمدی در پل فرماندهی حضور داشته باشد.

و اینک نگاهی به پروژه نگهبانی توسط یکنفر بیندازیم، می دانیم که در زمینه های کاری که اتوماسیون دردرجات بالائی مورد استفاده قرار گرفته اند ، فعالیتهایی چون مراقبت دائمی به فقدان نظم ذهنی منتهی میگردد. بعبارت دیگر از هم پاشیدگی شخصیتی را موجب میشود. فشار ناشی از فعالیت مستمر در پل فرماندهی و در عملیات کشتی برروی افسر نگهبان موجب فقدان احساس استقلال فردی دروی میگردد. کینه های مدتها فراموش شده دروجودش سربرآورده و هیجان و حساسیت نسبت به درد و حالتهای تهاجمی غیر منطقی دراو بالا میگیرند. ابتدا اندوه اولیه دراو پدید میآید و سپس عدم هشیاری درتشخیص زمان و مکان فرا میرسد. بدین معنی که ارتباطات درونی بین حقیقت و خیال از بین میرود. درعبارتی چون مراقبت کامل و هشیاری چیزی بیش از این پنهان نشده است. فقدان نظم ذهنی درونی معمولا با کاهش مرز حساسیت ودرد همراه میباشد. با توجه به این واقعیت ، ریتم ۵/۱ دقیقه ای زنگ خطر را میتوان بعنوان ضربه ای بیرحمانه برروی حواس پنجگانه افسر نگهبان و درنتیجه برروی تعادل ذهنی او محسوب کرد. واقعیت فوق الذکر مبنی براینکه افسر نگهبان احساس میکند که از نظر شغلی کوچک شمرده میشود را می بایستی بعنوان تجاوزی به احترام به خود تلقی نمود. درواقع آسودگی خیال وی درمعرض صدمه قرارگرفته است. میزان تنشهای عصبی و خوی تهاجمی که در تمامی مواقع زیاد بودند با چنین وضعی بیش از پیش افزایش یافته اند.

چه امکاناتی برای جلوگیری از بهم ریختگی شخصیت فرد وجود دارد؟

با عدم توجه به این مسئله که اشخاص زمانی میتوانند در حالت یکنواختی و کسالت ،افکار خود را بر کارشان متمرکز کنند که حس آگاهی و هشیاری خود را ازدست ندهند ، مهمترین نکته اینست که متأسفانه در تحقیقات یکنواختی و کسالت را نادیده گرفته اند . بدین معنی که افراد شخصا میتوانند احساساتی چون استقلال و تشخیص زمان و مکان را درخود تقویت کرده و جلوی اضطراب و نابسامانیهای ذهنی خود را بگیرند، یعنی ایشان به آسانی به ساختار و ریشه های انگیزه های خود دسترسی داشته و درنتیجه میتوانند خود را با هر موقعیتی منطبق سازند. بدین ترتیب کافیست که افسر نگهبان اندکی احساس استقلال فردی داشته باشد تا بتواند هشیار و مراقب باقی بماند. احساساتی چون هشیاری ، داشتن انگیزه و آگاهی از امنیت و خطر فقط زمانی پابرجا خواهد ماند که شخصیت فرد بعنوان سازمان دهنده عمل نماید.

طرز فکری که در کلیه سطوح گزارشات (تمایل و یا اجبار به انجام کاری به تنهایی) بچشم میخورد از دست دادن توانایی سازماندهی شخصیت میباشد. به این دلیل است که افسر نگهبان بعضی مواقع تقاضای کمک و یاری نمیکند. گزارشهای واصله ، تلاشهای مایوسانه برعلیه کشمکشهای شخصیتی را بعنوان عامل برجسته در کسالت و یکنواختی نشان میدهند. بنابراین بخوبی میتوان دریافت که چرا افس نگهبان لزوما در شب ناچار است کارهایی غیر از کارهای مربوط به نگهبانی انجام دهد و میبایست پیوسته با انگیزه های اضطراب آلودی که از لزوم انطباق با تاریکی ناشی میشود مبازره کند. احساس ایمنی تخیلی مانند “هیچکس از این مسر نمی آید” غیر معقول وگول زننده است. حالت یکنواختی و کسالت ، تکنیک نفس برای دفاع از خود دربرابر عواملی میباشد که وی را مورد تهدید قرار میدهد. این بخوبی خطر بروز سانحه را درحالت بی حسی و بی تفاوتی نشان می دهد.

عبارت “دیده بانها” داخل علامت نقل قول قرار گرفته است. دیدبان بخوبی از این نکته آگاه است که او را فقط برای دیدبانی به کشتی نبرده اند. افسر نگهبان به کمک و حمایت روحی وی نیاز دارد. سازماندهی روان هر شخص هر شب از میان مراحلی بحرانی میگذرد که درآن روان تضعیف میگردد. این بدلیل کم بودن طول خواب و همچنین دردسترس نبودن افرادی که بتوان با آنها رابطه خصوصی برقرار نمود ، میباشد. نتیجتا حالت تجربه کودکانه بروز میکند که این خود نیاز به حمایت مناسب دارد.

دیدبان همیشه یار روان افسر نگهبان بوده و از وی مواظبت میکند. بنابراین فعالیت دیدبان را نمیبایست براساس مدت زمان نگهبانی که وی در پل فرماندهی انجام میدهد ، مورد سنجش قرارداد. افسر نگهبان برای حمایت روحی خود نیازبه دیدبان دارد وگرنه وی دربلندمدت قادر به حفظ قابلیتهای نگهبانی و دریانوردی خود نخواهد بود.

ضررهای جسمی دوران عقد

ضررهای جسمی دوران عقد چون دو جوان هستند از احساسات جنسی بالایی برخوردارند و نمی شود که خود را کنترل کنند. لذا تحریک جنسی صورت میگیرد ولی ارضای جنسی کامل صورت نگرفته است. به همین خاطر عوارضی را در

جسم هر دو وارد میکند و گاهی بخاطر رسیدن به اوج شهوت جنسی مجبور می شود از راههای غیر عقلی و غیر عرفی و غیر طبیعی خود را ارضاء کند. این هم نوعی آفت برای عضلات جنسی مرد دارد هم برای زن که گاهی در شرایطی منجر به عقیمی زن و یا منجر به یک سری بیماریهای سخت می شود.

برای مطالعه بیشتر به کتابهای پزشکی در ارتباط با اعمال نامشروع و یا نامعقول و غیر طبیعی می توان مراجعه کرد.

اما یک مطلب را باید متذکر شد که متأسفانه اکنون جامعه به سمتی رفته که اولاً: نمی شود زود ازدواج کرد. ثانیاً: نمی تواد بدون شغل به کسی زن داد. ثالثاً: بدون امکانات و بدون سروسامان دادن اقتصادی به کسی جواب نمی دهند و از این مسائل گریبان گیر جوانان است. و این شرایط حاصل سنتها، شرایط جامعه و … می باشد. به هر دلیلی جوان مجبور است که این دست انداز ها را متأسفانه طی کند و زندگی خود را و حتی خود را در خیلی از این منجالبها رها کند. این موضوع از باب قانون اَهم و مهم اشکالی ندارد ولی دلیل نمی شود مثل اینکه چون آب نیست نوشابه برای بدن از آب بهتر است! ما استاندارد صد در صد خوشبختی را با نود در صد عوض نمی کنیم. در عقد گذاردن ناچاری است نه ضرورت. کسی که می خواهد زن بگیرد و ازدواج کند و زندگی تشکیل دهد چه ضرورتی دارد زندگی خود را جدا نگه دارد در واقع نه زندگی است و نه زن داری و نه همسر داری. ولی اسماً هر دو است. این یعنی ضدّ و نقیض- اگر ضدّ و نقیض نباشد اشکالی ندارد.

منبع:کتاب کدامین انتخاب – ابوالقاسم عوامی

بهترین فاصله سنی برای ازدواج

نویسنده: دکتر محسن فرمهینی فراهانی

متخصص علوم تربیتی و استادیار دانشگاه شاهد

فاصله سنی مناسب میان زن و شوهر را می‌توان ۲ تا ۴سال و در برخی منابع ۲ تا ۷ سال یا ۴ تا ۷ سال در نظر گرفت. البته این به آن معنا نیست که اگر یکی دو سال به این سنین افزوده یا از آن کاسته شود، نباید ازدواجی انجام‌گیرد. شاید بتوان گفت که اگر تمام زمینه‌ها بررسی شده باشد و مشکل خاصی دیده نشود، می‌توان فاصله سنی را به دیده اغماض نگریست ولی در عین حال بهترین و مناسب‌ترین فاصله سنی ۲ تا ۴ سال است. طبیعی است که اگر سایر شرایط، مناسب نباشد، باز هم ازدواج نمی‌تواند موفق باشد. فلسفه وجود چنین تفاوت سنی در این است که: اولا خانم‌ها زودتر به بلوغ عقلی و جسمی می‌رسند و در نتیجه پختگی‌ روانی لازم را زودتر پیدا می‌کنند. خانم‌ها زودتر به بلوغ جن سی می‌رسند و بهتر است به نیازهای آنها زودتر پاسخ داده شود. از طرف دیگر نیازهای جن سی خانم‌ها نیز زودتر فروکش می‌کند، بنابراین به علت آمادگی زودتر زنان برای ازدواج و بلوغ اجتماعی است که این تفاوت سنی طرح می‌شود. از دیدگاه دینی و در روایات اسلامی تناسب‌های مختلف در ازدواج تحت عنوان کلی، هم کفو بودن مطرح شده است که یک جنبه آن تناسب سنی است.کفو هم بودن دو همسر یعنی تناسب، هم‌شانی و هم‌طرازی و در زمینه تناسب سنی یعنی لحاظ منطقی تفاوت سنی در ازدواج. از نظر اسلام ازدواج کردن با تفاوت سنی زیاد، امر نامشروعی نیست و آنچه در سنت پیامبر دیده می‌شود، حکایت از مشروعیت این نوع ازدواج دارد. کمالات پیامبر(ص) به عنوان انسانی کامل به حدی بود که به خوبی با حضرت خدیجه(س) زندگانی کرد و در آن زندگانی معضلی به خاطر تفاوت سن و سال دیده نمی‌شد و از سوی دیگر خدیجه(س) نیز زنی با کمال و بی‌نظیر بود. تمامی ثروت فراوان خود را در راه تبلیغ اسلام صرف کرد و اولین زنی بود که به پیامبر ایمان آورد و فاطمه(س) را برای پیامبر به یادگار گذاشت. پیامبر نیز به عنوان همسری باوفا هرگاه که نام خدیجه(س) را می‌شنید، اشک در چشمان مبارکش حلقه می‌زد، به نحوی که اطرافیان آن حضرت، تاثر او را به خوبی حس می‌کردند. البته در این ازدواج‌ها با این تفاوت سنی فقط کسانی می‌توانند موفق باشند که از رفتار پیامبر(ص) و خدیجه(س) به خوبی پیرونی کنند.

عدم تفاهم ودرک متقابل‌

با افزایش سن، انعطاف آدمی کاهش می‌یابد و همین امر در زندگانی مشترک معضل آفرین می‌شود. در نتیجه محیط امن خانه تبدیل به فضایی ناامن و تحمل ناپذیر می‌شود. به عنوان نمونه،‌ زنی که از همسر خود بزرگ‌تر است با توجه به تجربه بیشتری که دارد ممکن است این احساس در او ایجاد شود که او محق‌تر است و بنابراین دایم امر و نهی ‌کند و کمتر به دیدگاه‌های همسر خود توجه کند. پیامد چنین رفتاری عدم درک مسایل و مواضع یکدیگر، کناره‌گیری مرد از مدیریت خانواده، مطیع صرف همسر شدن و از همه مهم‌تر الگودهی نامناسب برای فرزندان است. یا مردی با داشتن ۲۰ سال سن بیشتر، طبیعی است که می‌تواند از تجارب بیشتری برخوردار باشد بنابراین این مساله زمینه‌ای فراهم می‌کند که شخص ارزش لازم را به نظرهای فرد کوچک‌تر ندهد یا طرف مقابل‌‌بیش از اندازه احساس کوچکی کند و همیشه در حال اضطراب و تشویش باشد و بالاخره از اداره زندگی درمانده شود.

عدم ارضای مناسب غرایز جن سی

یکی از اهداف ازدواج، ارضای غرایز است و این خود می‌تواند عامل موثری در تداوم زندگی خانوادگی باشد. اما در سنین بالا، فرد از لحاظ غریزه جن سی افول می‌کند؛ به نحوی که زوجین نمی‌توانند موجبات رضایت یکدیگر را در روابط زناشویی به نحو مطلوب تامین کنند و همین امر ممکن است موجبات درگیری را فراهم آورده، محیط خانواده را متشنج کند. این مساله در موارد چشمگیری به بروز افسردگی در زنان جوان می‌انجامد و در برخی از زنانی که خویشتن‌دار و باتقوا نباشند، گرایش به انحرافات و لغزش‌ها دیده می‌شود و در مردانی که با زنان بزرگ‌تر از خود ازدواج کرده‌اند مرد به علت عدم تمکین مناسب وکافی زن ممکن است به همسر دوم یا ازدواج موقت بیندیشد. وقتی که فاصله سنی بین زن و شوهر زیاد باشد، هریک در دوره‌ای از زندگانی به سر می‌برند که از لحاظ میل جن سی با هم متفاوت هستند. به‌عنوان مثال، زنی که در دوران جوانی (۱۸ سالگی) به سر می‌برد و همسرش در ۳۵ سالگی است و به مرز میانسالی نزدیک شده است. در این حالت زوج نمی‌تواند نیاز جن سی همسر خود را به شکل مطلوب ارضا کند. این عدم ارضای جن سی، ممکن است به شکل‌های مختلف همچون نق زدن‌های فراوان، عدم احساس رضایت از زندگی و… در زن جلوه‌گر شود. زمانی که مرد ?? ساله با دختری کم سن و سال ازدواج می‌کند پس از گذشت مدت ?? سال، به مرد ?? ساله‌ای تبدیل می‌شود که به‌طور قطع دیگر احساسات و توانایی‌های جن سی قبل را ندارد و این مساله عواقب خوبی در پی‌نخواهد داشت.

پیدا شدن سوءظن

گاهی وجود فاصله‌های سنی زیاد باعث می‌شود که زوجین سوءظن‌هایی نسبت به یکدیگر پیدا کنند و ممکن است حتی نتوانند دلایلی هم برای این گونه افکار ارایه کنند.

امر و نهی به همسر

در چنین خانواده‌هایی فرد بزرگ‌تر به دلیل داشتن تجربه، خود را ملزم می‌داند که مدام به همسر خود امر و نهی کند؛ امر و نهی بیش از حدی که همیشه مبتنی بر حق نیست، بلکه سلیقه نیز در آن سخت مداخله می‌کند تا موجبات ناراحتی همسر را فراهم ‌آورد. فرد بزرگ‌تر احساس می‌کند که باید فرد کوچک‌تر را تربیت کند و حال آنکه او انتظار دارد که با همسر زندگی کند، نه آنکه همسر وی نقش پدر و مادر را بر عهده گرفته، به امر و نهی و تربیت وی مبادرت کند. البته زن و شوهر باید برای تکامل و تعالی یکدیگر تلاش کنند و در مواقع ضروری به امر به معروف و نهی از منکر یکدیگر بپردازند.

امتیازدهی بیش از حد

مشکل دیگر این است که فرد بزرگ‌تر برای اینکه فرد کوچک‌تر را جذب کند و زندگی تداوم یابد، باید مدام به او امتیازاتی بدهد که وی را به دوام زندگی دلگرم کند اما دادن دایم امتیازات همیشه امکان‌پذیرنیست، زیرا گاه دادن این نوع امتیازها برای فرد بزرگ‌تر غیرقابل‌‌تحمل یا غیرممکن می‌شود و به این ترتیب از انگیزه طرف مقابل‌‌برای ادامه زندگی می‌کاهد. از سویی طرف کوچک‌تر که از نقطه ضعف همسر خویش اطلاع یافته درصدد اخذ امتیازهای بیشتری برمی‌آید که این امر اختلافات خانواده را تشدید کرده و جو ناامنی را بر خانه حکمفرما می‌کند و به این ترتیب خانواده‌ای نابسامان شکل می‌گیرد که کشمکش‌های ناشی از آن، از ارزش والدین در نزد فرزندان می‌کاهد و در نتیجه تاثیرات تربیتی آنها را نیز کاهش می‌دهد.

افزایش طلاق

معضل دیگری که گاه در خانواده‌هایی که تفاوت سنی زوجین زیاد است دیده می‌شود، مساله عدم تحمل یکدیگر و وقوع طلاق است. تحقیقاتی که روی ۲ هزار و ۱۶۷ پرونده طلاق انجام شده، حاکی از آن است که یکی از مهم‌ترین دلایل طلاق در میان زوجین، همین تفاوت‌های سنی، به ویژه بزرگ‌تر بودن زن از مرد است؛ زیرا این پدیده، چه از نظر فرهنگی و چه از نظر اجتماعی، در جامعه ما پذیرفته‌شده نیست. در برخی موارد، این ازدواج‌ها ممکن است به طلاق منجر نشود ولی همواره با پشیمانی همراه است؛ زیرا مشکلات ناشی از این نوع ازدواج‌ها به قدری زیاد و غیرقابل‌‌تحمل است که در اکثر موارد موجبات پشیمانی را فراهم می‌کند و زندگی‌ای سراسر مشاجره و دعوا به وجود می‌آورد که گاهی تاثیرات آن روی زوجین و به ویژه روی فرزندان آنها کمتر از طلاق نیست. این حالت ممکن است امکان بزهکاری و جرم‌زایی در فرزندان را نیز افزایش دهد.

چهار نکته کلیدی

۱ اختلاف سنی دختر و پسر نباید آنقدر زیاد باشد که دوره رشدی آنها متفاوت شود و در علاقه‌ها، سرگرمی‌ها، طرز نگرش و بینش و انرژی‌های روانی با هم تفاوت اساسی داشته باشد. به عنوان نمونه ازدواج دختر ?? ساله‌ای را با پسر?? ساله در نظر بگیرید. در حالی که دختر در آغاز راه هیجانات، علاقه‌مند به شطینت‌های نوجوانی و جست و خیز و وقت گذرانی با دوستان، میهمانی و …. است، مرد، کار و تفکر و مطالعه، فیلم و موسیقی و گوشه ساکت خانه جهت استراحت را بیشتر می‌پسندد. همچنین دیدگاه مرد توام با تجربه و احتیاط است و دیدگاه دختر نوجوان ریسک و فعالیت‌های نو و بدیع.

۲ بهترین و معمولی‌ترین وضعیت ازدواج این است که سن پسر کمی از سن دختر بیشتر باشد یا حداقل مساوی باشند. این به خاطر آن است که مدت باروری در خانم‌ها محدود بوده و در آقایان نامحدود است و ضمنا قدرت باروری خانم‌ها زودتر از آقایان شروع می‌شود. همچنین نیاز است که آقایان قبل از ازدواج، علاوه بر بلوغ جسمی و فکری، به استقلال اقتصادی نیز برسند که این به زمان بیشتری نیاز دارد.

۳ فرد مورد نظر شما در کل، باید معدل قابل‌‌قبولی در معیارهای مورد نظر شما کسب کند. به عنوان نمونه، دختری که همسن با پسری است اما در سایر معیارهای اساسی قوی است، معدل خوبی برای ازدواج دارد. در ضمن وی در معیار سن هم حداقل نمره قبولی را دارد. ولی اگر این دختر با همه معیارهای اساسی و خوبی که دارد، ?? سال از پسر بزرگ‌تر باشد، با وجود اینکه معدل بالایی دارد ولی در یک معیار اساسی رد می‌شود و چنین ازدواجی با ریسک بالایی از طلاق یا نارضایتی در زندگی زناشویی همراه می‌شود.

۴ باید از طریق رسانه‌های گروهی، کلینیک‌های مشاوره ازدواج یا خانواده به دختران و پسرانی که قصد ازدواج دارند، آموزش داد که فاصله سنی بین آنها حداقل ۲ سال و حداکثر ۷ سال باشد و این مساله‌ای است که باید موقع راهنمایی قبل از ازدواج برای آنها تشریح کرد تا دریابند که با فاصله سنی کمتر، مشکلات کمتری خواهند داشت، مشروط بر اینکه به سایر جنبه‌های لازم برای ازدواج موفق نیز توجه کافی مبذول دارند.

منبع: هفته نامه سلام

ارتباط از طریق یاهو

دسته‌ها

Who's Online

  • 0 Members.
  • 9 Guests.