منوی اصلی

ده توصیه دوستانه یک فیلسوف افسرده

ده توصیه دوستانه یک فیلسوف افسرده
۱) مدرسه رفتن بی فایده است چون اگه باهوش باشی معلم وقت تو رو تلف میکنه، اگه خنگ باشی تو وقت معلمو.

۲) دنبال پول دویدن بی فایده است، چون اگه بهش نرسی از بقیه بدت میاد اگه بهش برسی بقیه از تو.

۳) عاشق شدن بی فایده است، چون یا تو دل اونو میشکنی یا اون دل تورو یا دنیا دل هردوتونو.

۴) ازدواج کردن بی فایده است، چون قبل از ۳۰ سالگی زوده بعد از ۳۰ سالگی دیر.

۵) بچه دار شدن بی فایده است، چون یا خوب از آب در میاد که از دست بقیه به عذابه یا بد از آب در میاد که بقیه از دستش به عذابن.

۶) پیک نیک رفتن بی فایده است، چون یا بد میگذره که از همون اول حرص میخوری یا خوش میگذره که موقع برگشتن غصه میخوری.

۷) رفاقت با دیگران بی فایده است، چون یا از تو بهترن که نمیخوان دنبالشون باشی یا ازشون بهتری که نمیخوای دنبالت باشن.

۸) دنبال شهرت رفتن بیفایده است، چون تا مشهور نشدی باید زیر پای بقیه رو خالی کنی ولی وقتی شدی بقیه زیر پای تو رو خالی میکنن.

۹) انقلاب کردن بی فایده است، چون یا شکست میخوری و دشمن اعدامت میکنه یا پیروز میشی و برای حفظ قدرت مجبوری دوستانت را  اعدام کنی.

۱۰) ایمیل فرستادن بی فایده است، چون یا خوب مینویسی که مطلبتو به اسم خودشون میفرستن و حرص میخوری یا بد مینویسی که مطلبتو نمیخونن و حرص میخوری.

موفقییت در سن های مختلف

در ۴ سالگى … موفقیت عبارت است از … کثیف نکردن شلوار

در ۶ سالگى … موفقیت عبارت است از … پیدا کردن راه خانه (از مدرسه)

در ١٢ سالگى … موفقیت عبارت است از … داشتنِ دوست (یافتن)

در ١٨ سالگى … موفقیت عبارت است از … گرفتن گواهى نامه رانندگى

در ٢٠ سالگى … موفقیت عبارت است از … برقرارى رابطه

در ٣۵ سالگى … موفقیت عبارت است از … پول داشتن

در ۴۵ سالگى … موفقیت عبارت است از … پول داشتن

در ۵۵ سالگى … موفقیت عبارت است از … پول داشتن

در ۶٠ سالگى … موفقیت عبارت است از … برقرارى رابطه

در ۶۵ سالگى … موفقیت عبارت است از … تمدید گواهى نامه رانندگى

در ٧٠ سالگى … موفقیت عبارت است از … داشتنِ دوست (تنهایی)

در ٧۵ سالگى … موفقیت عبارت است از … پیدا کردن راه خانه (از هر کجا)

در %A

آموزش زبان انگلیسی : ورودی – وارد کردن انگلیسی در ذهن

ورودی چیست؟

بطور خلاصه می‌توان گفت ورودی یعنی «جملاتی که شما آنها را می‌خوانید یا می‌شنوید». ورودی برعکس خروجی است، که به معنای «ساختن جملات هنگام نوشتن یا صحبت کردن» است.

مدل فراگیری زبان

آیا تا کنون به این نکته دقت کرده‌اید که چگونه می‌توانید اینقدر راحت به زبان مادریتان صحبت کنید؟ وقتی می‌خواهید چیزی بگویید جملات و عبارتهای صحیح خودبخود در زبان شما جاری می‌شود. بخش اعظم این فرآیند نا آگاهانه است: چیزی خودبخود در ذهن شما پدیدار می‌شود، حال شما اگر مایل بودید می‌توانید آن را به زبان بیاورید. مدل زیر نشان می‌دهد که چگونه چنین چیزی ممکن است:

۱- شما ورودی کسب می‌کنید – یعنی جمله‌ای را می‌خوانید یا می‌شنوید. اگر معنی این جملات را فهمیدید، آنها در حافظه شما ذخیره می‌شوند.

۲- وقتی که شما می‌خواهید چیزی بگویید یا بنویسید (وقتی که می‌خواهید خروجی بسازید یا تولید کنید)، مغز شما به دنبال جمله‌ای که قبلاً خوانده یا شنیده‌اید می‌گردد – جمله‌ای که با معنی آنچه که می‌خواهید بیان کنید جور در بیاید. سپس آن جمله را تقلید می‌کند (همان جمله یا مشابه آن را می‌سازد) و در نهایت شما جمله‌ی «خودتان» را می‌گویید. این فرآیند ناآگاهانه است، یعنی مغز شما آن را خودبخود انجام می‌دهد.

این مدل بسیار ساده است. مغز شما واقعاً به دنبال جملات کامل نمی‌گردد، بلکه تنها به بخشها یا اجزایی از جملات نیاز دارد و می‌تواند با استفاده از این اجزا جملاتی بسیار پیچیده و طولانی بسازد. بنابراین مغز شما از چندین جمله (که قبلاً شنیده و بخاطر سپرده) برای ساختن جمله‌ی اصلی استفاده می‌کند.

به عنوان مثال فرض کنید شما قبلاً این جمله را شنیده باشید: «یک گربه زیر میز است». مغز شما به سادگی می‌تواند جملات مشابهی مانند «یک کتاب زیر میز است» یا «یک مداد زیر صندلی است» را بسازد. زیرا مغز شما قبلاً با کلمات کتاب، مداد و صندلی آشنا بوده است و به سادگی توانسته است آنها را جایگزین کند. همچنین مغز شما می‌تواند با استفاده از کلمات بیشتری جمله‌ی اولیه را تغییر دهد، مثلاً «یک گربه‌ی سیاه بزرگ زیر میز من است».

بنابراین هر چقدر جملات بیشتری در اختیار مغز قرار بگیرد (ورودی)، به همان نسبت مغز شما می‌تواند جملات پیچیده‌تر، طولانی تر و بیشتری بسازد یا تولید کند (خروجی).

مدل فراگیری زبان که در بالا توضیح داده شد، «فرضیه‌ی ادراک» (یا «فرضیه‌ی ورودی») نامیده می‌شود که توسط پروفسور استیفن کراشن (از دانشگاه کالیفرنیای جنوبی) ارائه شده است. این مدل فرآیند یادگیری زبان اصلی (مادری) توسط یک کودک را بیان می‌کند. یک کودک به صحبت‌های والدین و افراد دیگر گوش می‌کند. مغز او جملات را دریافت و جمع‌آوری می‌کند و روز به روز در تولید یا ساخت جملات خودش ماهرتر می‌شود و تا سن ۵ سالگی دیگر می‌تواند نسبتاً روان صحبت کند.

اما همین مدل برای فراگیری یک زبان خارجی هم مصداق دارد. در واقع ما فکر می‌کنیم که این تنها راه صحیح فراگیری یک زبان می‌باشد.

این مدل چه اهمیتی برای زبان‌آموزها دارد؟

اینجا آنچه که از نظر فراگیری یک زبان خارجی در این مدل اهمیت دارد، بیان می‌شود:

مغز انسان جملات را بر اساس جملاتی که قبلاً دیده یا شنیده است (ورودی)، می‌سازد. بنابراین برای پیشرفت شما در فراگیری یک زبان خارجی لازم است که مغزتان را با حجم زیادی از ورودی پـر کنید. این ورودی بایستی جملات صحیح و قابل درک برای شما باشد. قبل از اینکه بتوانید به یک زبان خارجی صحبت کنید یا بنویسید، مغز شما باید به اندازه‌ی کافی جملات صحیح در آن زبان را دریافت کرده باشد.

خروجی (تمرین نوشتن و صحبت کردن) از اهمیت کمتری برخوردار است. زیرا به این طریق نمی‌توانید مهارتهای زبانتان را افزایش دهید. در واقع باید بخاطر داشته باشید که شما ممکن است انگلیسیتان را با خروجی زودهنگام و کم دقت تخریب کنید. همچنین این امکانپذیر است که مهارتهای خروجی خوبی را بدون تمرین خروجی (نوشتن و صحبت کردن) کسب کنید.

شما خیلی هم به قواعد گرامری نیاز ندارید. شما زبان مادریتان را بدون مطالعه‌ی دستور زبان فرا گرفتید. بنابراین شما می‌توانید به همین طریق یک زبان خارجی را هم بیاموزید. (البته این اصلاً به این معنی نیست که نباید گرامر آموخت. مطالعه‌ی گرامر در جای خود می‌تواند بسیار سودمند باشد. منظور ما این است که باید به ورودی اهمیت بیشتری نسبت به گرامر قائل شد.)

چگونه «ورودی» می‌تواند وضعیت انگلیسی‌تان را دگرگون کند؟

اگر شما چند کتاب انگلیسی بخوانید خواهید دید انگلیسی شما بهتر شده است و از لغات و قواعد دستوری جدید در نوشته‌ها و ایمیل‌هایتان استفاده خواهید کرد. هنگام نوشتن و صحبت کردن خواهید دید که عبارتهای انگلیسی خود بخود در ذهن و زبان شما جاری خواهد شد و شما را شگفت‌زده خواهد کرد!

استفاده از زبان انگلیسی برای شما آسان خواهد بود، زیرا مغز شما به آسانی چیزهایی را تکرار می‌کند که بارها و بارها دیده است. با خواندن تنها یک کتاب انگلیسی هزاران جمله‌ی انگلیسی به مغزتان وارد خواهید کرد و این جملات دیگر بخشی از وجود شما خواهند بود.

شما قطعاً در امتحان بعدیتان متوجه خواهید شد که زبانتان تقویت شده است. مثلاً در پرسشهای چند گزینه‌ای «احساس» خواهید کرد که کدام گزینه صحیح است. شما ممکن است دقیقاً ندانید که «چرا» آن گزینه صحیح است، اما می‌دانید که صحیح است. شما آن را می‌دانید چونکه بارها و بارها آن را خوانده‌اید.

اصلاً آیا می‌دانید فرق بین یک زبان‌آموز و یک انگلیسی‌زبان (بومی) چیست؟ یک انگلیسی‌زبان «احساس» می‌کند که چه چیزی صحیح است. او می‌تواند بدون اینکه به قواعد گرامری توجه کند، بگوید که یک جمله به نظر درست می‌آید یا غلط.

این کار برای او آسان است، چونکه در طول زندگیش شمار بسیار زیادی جمله‌ی انگلیسی شنیده و خوانده است. در واقع تنها تفاوت بین یک زبان‌آموز و یک انگلیسی‌زبان «حجم ورودی» است. شما هم می‌توانید مانند یک انگلیسی‌زبان باشید، به شرط اینکه بتوانید حجم زیادی از ورودی را در ذهنتان وارد کنید.

چرا نباید انگلیسی را بر اساس قواعد دستوری بیاموزید؟

یادگیری بر اساس قواعد دستوری (گرامری) دو نقطه ضعف عمده دارد:

به خاطر سپردن یک قاعده‌ی دستوری مشکل است. این فرایند بسیار مصنوعی است؛ درست مثل به خاطر سپردن یک شعر است. این بسیار راحت‌تر است که چند جمله‌ی نمونه بخوانید و بقیه‌ی کارها را به عهده‌ی مغز خود بگذارید.

به کار بردن یک قاعده‌ی گرامری بسیار وقت‌گیر است. شما اول باید آن را به خاطر بسپارید، سپس باید ببینید آیا آن می‌تواند در جمله‌ی شما به کار برده شود و در نهایت جمله‌تان را بر اساس آن قاعده می‌سازید. ساختن یک جمله بر اساس قواعد دستوری مانند حل کردن یک معادله‌ی ریاضی است. اگر شما اغلب از قواعد دستوری برای نوشتن و صحبت کردن استفاده کنید، نمی‌توانید این کارها را روان و راحت انجام دهید.

آیا قواعد دستوری می‌توانند مفید باشند؟

صد البته که می‌توانند مفید باشند. در واقع گرامر به شما کمک می‌کند تا یک زبان را بطور مؤثرتر و سریعتر بیاموزید. با آموختن گرامر یا دستور یک زبان می‌توانید خیلی چیزها را خودتان درک کنید، بدون اینکه مجبور باشید از کسی بپرسید یا در یک کتاب جستجو کنید.

اینکه گفته می‌شود «یک زبان را نباید بر اساس قواعد گرامری آموخت» منظور این نیست که نباید گرامر یاد گرفت، بلکه منظور این است که تأکید اصلی شمـا باید بر روی ورودی باشد و نه گرامر. در واقع شما بایـد یک زبان را بر اساس ورودی فرا بگیرید و در این میـان مطالعه‌ی گرامر می‌توانـد دوست خوب شما در این مسیر باشد.

همچنین بسیاری از قواعد گرامری آنقدر کمیاب هستند که کمتر در ورودی شما یافت می‌شوند (مثلاً زمان آینده‌ی کامل)، بنابراین بهترین راه فراگیری این دسته از قواعد مراجعـه به کتابهای آموزش گرامر می‌باشد.

چرا باید ورودی شما جالب و سرگرم‌کننده باشد؟

استمرار مطالعه

خواندن یک کتـاب یا متن خسته‌کننده بـرای یادگیری زبان انگلیسی نمی‌تواند فکر خوبی باشد. شما بـا انجام این کار زبان انگلیسیتنها یک متن خسته‌کننده نمی‌خوانید، بلکه متنی می‌خوانید که درک آن سخت است. هیچ کس نمی‌تواند به مدت طولانی این شکنجه (!) را تحمل کند. اگر شما از انگیزه‌ی بالایی هم برخوردار باشید، شاید بتوانید به مدت چند روز این کار را ادامه دهید، ولی قطعاً نخواهید توانست این کار را به مدت طولانی (مثلاً یک ماه) ادامه دهید.

شما قطعاً نمی‌خواهید که تنها بعد از چند روز مطالعه‌تان را متوقف کنید، چونکه می‌دانید مطالعه‌ی کوتاه مدت و ناپیوسته بی‌فایده خواهد بود.

به همین دلیل شما به منابع فوق‌العاده جالب و سرگرم‌کننده نیاز دارید. این منابع باید به گونه‌ای باشند که شما برای خواندن، دیدن یا شنیدن آن لحظه‌شماری کنید. بدین ترتیب قادر خواهید بود بطور پیوسته به فراگیری انگلیسی‌تان ادامه دهید و شاهد پیشرفت روزافزون خود باشید. به خاطر داشته باشید که تنها مطالعه‌ی پیوسته و مستمر می‌تواند پیشرفت شما را تضمین کند.

نگرش شما نسبت به زبان

ورودی جالب و سرگرم‌کننده به شما کمک می‌کند که نگرش خود را نسبت به زبان (انگلیسی) عوض کنید. در ابتدا ممکن است فراگیری زبان برای شما لازم، اما خسته‌کننده به نظر بیاید: چیزی مانند هر روز صبح زود بیدار شدن و به سر کار رفتن. اما اگر شما منابع جالب و لذت‌بخشی در زمینه‌ی آموزش زبان پیدا کنید (مانند کتابها، فیلمها و وب‌سایتهای آموزشی یا انگلیسی‌زبان)، دیگر فراگیری زبان برای شما تبدیل به یک سرگرمی روزمره خواهد شد.

وقتی چنین اتفاقی بیفتد، مطالعه‌ی انگلیسی را آسان خواهید یافت، حتی زمانیکه منابعی را مطالعه می‌کنید که دیگر خیلی جالب نیستند، مانند گرامر.

اگر شما یک مبتدی باشید چطور؟

اگر شما مبتدی هستید ، قطعاً دایره‌ی لغت شما محدود است. در این صورت خواندن کتابها یا تماشای فیلمهای زبان اصلی برای شما بسیار دشوار خواهد بود. همچنین حجم بالای لغاتی که نمی‌شناسید،ُ لذت بردن از آن را برای شما غیرممکن می‌سازد، حتی اگر مضمون آن برای شما جذابیت زیادی داشته باشد.

حال که شما مبتدی هستید، چطور می‌توانید از فواید ورودی جذاب بهره ببرید؟ راه حل آن ساده است: «کتابها و دیگر منابع ساده شده». اینها منابعی هستند که به زبان ساده بیان شده‌اند و در واقع مخصوص زبان‌آموزها هستند. یکی از این منابع که شهرت جهانی دارد Penguin Readers است که دربرگیرنده‌ی یک سری داستانهای ساده‌شده براساس داستانهای معروف و عناوین فیلمها می‌باشد. (البته باید توجه داشته باشید که این کتابها در شش سطح از مبتدی تا پیشرفته در دسترس می‌باشند و شما باید با توجه به سطح خود به انتخاب آنها بپردازید.)

آموزش زبان انگلیسی : فراگیری تلفظ‌ ها در زبان انگلیسی

چرا فراگیری تلفظ برای زبان‌آموزان الزامیست؟

اولین تأثیرگذاری

وقتی که به انگلیسی صحبت می‌کنید، تلفظ شما قطعاً اولین (و مهمترین) چیزی است که افراد به آن توجه می‌کنند (و نه ساختارهای گرامری و لغاتی که بکار می‌برید).

هنگامی که با کسی ملاقات می‌کنید و یکی دو جمله‌ی انگلیسی به زبان می‌آورید، فکر می‌کنید که او بیشتر به چه چیزی توجه می‌کند؟ به لغاتی که به کار برده‌اید و یا به ساختارهای گرامری آن؟ احتمالاً هیچکدام. او بیشتر به تلفظ شما دقت خواهد کرد. اگر نحوه‌ی تلفظ شما بد باشد، او فوراً پیش خود فکر خواهد کرد که شما چقدر بد صحبت می‌کنید. تلفظ شما اولین تأثیرگذاری روی افراد محسوب می‌شود.

گفتگو

تلفظ خوب بایستی یکی از اولین مواردی باشد که در فرآیند آموزش انگلیسی بدان می‌پردازید. شما بدون استفاده از لغات پیشرفته هم می‌توانید به سر ببرید –می‌توانیداز لغات ساده برای بیان جملاتتان استفاده کنید. بدون گرامر پیشرفته هم می‌توانید به سر ببرید – می‌توانید بجای آن از ساختارهای گرامری ساده استفاده کنید. اما چیزی به نام «تلفظ ساده» وجود ندارد.

نتایج تلفظ بد بسیار ناگوار است. حتی اگر موقع صحبت کردن از لغات و گرامر پیشرفته استفاده کنید، دیگران متوجه آنچه که می‌خواهید بگویید نمی‌شوند.

آیا واقعاً می‌توانید به انگلیسی با دیگران گفتگو کنید؟

تقریباً همه‌ی زبان‌آموزان می‌گویند: «من نیازی به یادگیری تلفظ ندارم. من فقط می‌خواهم که بتوانم انگلیسی صحبت کنم.» بسیاری از آنها گمان می‌کنند که می‌توانند به راحتی به انگلیسی صحبت کنند، چونکه آنها می‌توانند با معلمشان و زبان‌آموزان دیگر صحبت کنند.

اشتباه نکنید! باید به خاطر داشته باشید که:

معلم شما سالها به شنیدن انگلیسی بد عادت کرده است. او بهتر از بقیه‌ی افراد می‌تواند آنچه می‌گویید را درک کند.

اغلب همکلاسیها و زبان‌آموزان دیگر مانند شما صحبت می‌کنند و همان اشتباهات شما را مرتکب می‌شوند. بنابراین درک آنچه می‌گویید برای آنها راحت است.

بهترین راه برای اینکه مطمئن شوید که می‌توانید بخوبی انگلیسی صحبت کنید این است که با یک انگلیسی‌زبان صحبت کنید. اگر او متوجه شد که چه می‌گویید، تازه آن وقت است که می‌توانید ادعا کنید که خوب حرف می‌زنید.

متأسفانه بسیاری از زبان‌آموزان تلفظ را نادیده می‌گیرند. آنها وقتی می‌بینند که می‌توانند به راحتی در کلاسهای زبان گفتگو کنند، گمان می‌کنند که واقعاً  خوب حرف می‌زنند. اما اگر روزی پیش بیاید که بتوانند با یک انگلیسی زبان صحبت کنند، می‌بینند که او متوجه حرفـهای او نمی‌شود. تازه آن وقت است که متوجه می‌شوند چقدر تلفظ‌‌شان بد است.

مکالمه به تنهایی کافی نیست

اگر می‌توانید با افراد انگلیسی‌زبان به راحتی گفتگو کنید، باید به شما تبریک گفت! این یک موفقیت بزرگ برای شما محسوب می‌شود. اما این کافی نیست. حتی اگر انگلیسی زبان‌ها متوجه صحبت‌های شما شوند، این بدین معنی نیست که شما اصلاً لهجه‌ی خارجی ندارید. اگر شما لهجه‌ی غلیظی داشته باشید هیچ کس نخواهد گفت که شما خوب انگلیسی صحبت می‌کنید.

اگر شما روی تلفظ‌تان کار کنید سرانجام خواهید توانست به خوبی صحبت کنید. به عنوان مثال شما می‌توانید اصوات انگلیسی را بیاموزید، به قطعه‌های ضبط شده گوش دهید، فیلمهای زبان اصلی تماشا کنید و…، کاری که بیشتر زبان‌آموزها انجام نمی‌دهند.

چگونه تلفظ انگلیسی را فرا بگیریم؟

۱- اصوات انگلیسی را بیاموزید

در زبان انگلیسی اصواتی وجود دارند که در کمتر زبانی یافت می‌شوند. بعنوان مثال اولین صوت موجود در لغت thin یا اولین صوت در لغت away به ندرت در زبانهای دیگر شنیده می‌شوند.

بنابراین شما باید:

۱- همه‌ی اصوات انگلیسی را بشناسید.

۲- دقت کنید که آنها چگونه در کلمات و جملات واقعی به گوش می‌رسند.

۳- برای تمرین به کلمات و جملات انگلیسی خوب گوش کنید و بعد آنها را حتی‌الامکان صحیح تلفظ کنید.

این که شما وقت زیادی را صرف تمرین کنید خیلی اهمیت ندارد؛ مهم این است که به طور مرتب تمرین کنید. یک تمرین خوب این است که موقعی که به چیزی گوش می‌دهید (مثلاً یک فیلم زبان اصلی) سعی کنید کلماتی را که می‌شنوید تکرار کنید. همچنین می‌توانید هنگامی که تنها هستید و وقتتان آزاد است چند کلمه‌ی انگلیسی را انتخاب کرده و آنها را با صدای بلند تلفظ کنید. وقتی که زبان شما به اصوات جدید عادت پیدا کرد، دیگر آنها به نظر شما دشوار نخواهند آمد.

یک تکنیک جالب و مفید این است که صدایتان را ضبط کنید و آنرا با تلفظ صحیح مقایسه کنید. بدین ترتیب می‌فهمید که در کجا تلفظ شما با تلفظ اصلی آن تفاوت دارد و می‌توانید به تدریج آن را اصلاح کنید.

۲- تلفظ کلمات انگلیسی را یاد بگیرید

با نگاه کردن به یک لغت انگلیسی شما نمی‌توانید به تلفظ آن پی ببرید. مثلاً دو کلمه‌ی do و no را در نظر بگیرید. با آنکه هر دوی آنها به حرف o ختم می‌شوند، اما تلفظ آنها کاملاً با هم تفاوت دارد. (حرف o در یکی صدای او می‌دهد و در دیگری صدای ـــُــ). این بدین معناست که شما باید تلفظ هر کلمه‌ای که قصد استفاده از آن را دارید را یاد بگیرید.

اما چطور می‌توان تلفظ یک لغت انگلیسی را یاد گرفت؟ شما باید آن کلمه را در یک دیکشنری جستجو کنید. در یک دیکشنری خوب تلفظ همه‌ی کلمات با یک سیستم مخصوص که علائم فونتیک نامیده می‌شوند، نشان داده می‌شوند.

۳- یکی از دو تلفظ آمریکایی یا بریتانیایی (یا هر دو) را انتخاب کنید

زبان انگلیسی انواع گوناگونی دارد که هر کدام تلفظ یا لهجه‌ی مخصوص به خود را دارد، اما در عمل شما تنها دو انتخاب پیش رو دارید: انگلیسی بریتانیایی و انگلیسی آمریکایی، زیرا اینها از بین انواع زبان انگلیسی از همه متداول‌تر هستند. شما می‌توانید یکی از این دو نوع را انتخاب کنید. شما همچنین می‌توانید هر دو نوع آمریکایی و بریتانیایی را با هم فرا بگیرید. این بستگی به خود شما دارد.

۴- با هر دو نوع تلفظ آمریکایی و بریتانیایی آشنا باشید

شما حتی اگر تنها یک نوع از تلفظ‌های آمریکایی یا بریتانیایی را انتخاب کرده باشید، باید با هر دوی آنها آشنایی داشته باشید. فرض کنید که شما تصمیم گرفته‌اید فقط با لهجه‌ی اصیل بریتانیایی صحبت کنید و اصلاً نمی‌خواهید که لهجه‌ی آمریکایی داشته باشید؛ با این وجود لازم است که با تلفظ آمریکایی هم آشنا باشید و هنگام جستجو در دیکشنری به تلفظ آمریکایی لغت مورد نظر هم توجه داشته باشید، زیرا شما دیر یا زود مجبور خواهید بود کمی هم به انگلیسی آمریکایی گوش دهید. مثلاً شاید بخواهید یک فیلم آمریکایی تماشا کنید و یا شاید یک مربی داشته باشید که تنها به لهجه‌ی آمریکایی مسلط باشد. بنابراین لازم است که هر دو انگلیسی آمریکایی و بریتانیایی را با هم یاد بگیرید.

آموزش زبان انگلیسی : از اشتباهات در زبان پرهیز کنید

با نوشتن یا صحبت کردن ممکن است به انگلیسی‌تان لطمه بزنید

چگونه تمرین می‌تواند به انگلیسی شما لطمه بزند؟

اگر از دیگران بپرسید: «چگونه می‌توانم یاد بگیرم که بهتر انگلیسی صحبت کنم؟»، بسیاری از آنها خواهند گفت: «تا می‌توانی انگلیسی حرف بزن و بنویس.» تمام کلاس‌های زبان پر از فعالیت‌هایی است که شامل صحبت کردن و نوشتن است. وقتی مربی‌تان از شما می‌خواهد که در کلاس به انگلیسی صحبت کنید و یا یک مطلب بنویسید، شما از خودتان جملات انگلیسی می‌سازید. گمان می‌رود که این نوع فعالیتها و تمرینها برای تقویت انگلیسی شما مفید باشند.

ما هم موافقیم که تمرین برای فراگیری صحیح زبان مفید و حتی لازم است. پس مشکل کجاست؟ مسئله این است که برای بسیاری از زبان‌آموزان، «صحبت کردن» یا «نوشتن» به معنی «بسیار اشتباه کردن» است. خیلی‌ها در هر جمله مرتکب حداقل یک اشتباه می‌شوند!

اگر شما اشتباهات زیادی مرتکب نمی‌شوید، می‌توانید به انگلیسی صحبت کنید یا بنویسید و این می‌تواند برای شما مفید باشد. ولی اگر اشتباهات شما زیاد باشد، هر موقع که چیزی می‌نویسید یا صحبت می‌کنید، اشتباهاتتان را نیز تقویت می‌کنید. زیرا همینطور که می‌نویسید یا صحبت می‌کنید، مرتباً اشتباهاتتان را نیز تکرار می‌کنید و بدین ترتیب عادتهای غلط در شما قوی‌تر می‌شوند.

از اشتباه کردن دست بکشید!

گفتیم که برای فرا گرفتن زبان انگلیسی به تمرین نیاز دارید. در عین حال گفتیم که وقتی که شما تمرین می‌کنید، اشتباهاتتان را هم تقویت می‌کنید. اما چطور می‌توان با این پارادوکس کنار آمد؟!

راه حل آن ساده است: هرگز اشتباه نکنید!

اگر به تازگی شروع به آموختن زبان کرده‌اید و احساس می‌کنید که خیلی ضعف دارید و میزان اشتباهات شما زیاد است (بیشتر از یک اشتباه در هر ۳ جمله‌ای که می‌نویسید یا می‌گویید)، فعلاً نه چیزی بنویسید و نه چیزی بگویید. در عوض سعی کنید با گوش کردن و خواندن متون (ساده) انگلیسی، زبان خود را تقویت کنید (توجه داشته باشید که صحبت کردن، گرامر یا دایره‌ی لغت شما را تقویت نمی‌کند). بعد از مدتی که مهارتهای لازم را فرا گرفتید می‌توانید کم‌کم اقدام به تمرین صحبت کردن یا نوشتن کنید، اما فقط باید از جملات مشابه جملاتی که می‌دانید درست هستند استفاده کنید (یا کپی کنید). در ابتدا باید فقط از جملات بسیار ساده، اما صحیح استفاده کنید و به مرور زمان که پیشرفت می‌کنید می‌توانید ساختارهای پیچیده‌تری را بکار ببرید. بدین ترتیب (با کپی کردن جملات صحیح) دیگر آموزه‌های غلط را در خودتان تقویت نمی‌کنید.

اشتباهات در تلفظ

پیشتر گفتیم که چگونه صحبت کردن و نوشتن همراه با اشتباه می‌تواند به گرامر و دایره‌ی لغت شما آسیب وارد کند، اما باید توجه داشته باشید که همین اتفاق می‌تواند برای تلفظ شما هم روی دهد.

تصور کنید که دارید با کسی به انگلیسی صحبت می‌کنید. شما نمی‌دانید که چگونه یک لغت بخصوص را تلفظ کنید، بنابراین آن لغت را به شیوه‌ی خودتان – و البته بصورت نادرست – تلفظ می‌کنید. در دفعات بعد نیز آن لغت را باز به همین صورت تلفظ خواهید کرد و بدین ترتیب به تلفظ نادرست آن کلمه‌ی خاص عادت می‌کنید. (هنگام خواندن متون هم باز همین اتفاق می‌افتد، زیرا شما جملات را در ذهنتان تلفظ می‌کنید.)

به نظر ما، تلفظ باید اولین چیزی باشد که در فراگیری انگلیسی می‌آموزید. شما باید پیش از انجام هر کار دیگری، مخصوصاً قبل از اقدام به صحبت کردن، تلفظ اصوات انگلیسی را فرا بگیرید.

شما باید تلفظ صحیح هر کلمه‌ای را که می‌خواهید به زبان بیاورید، دقیقاً بدانید. توصیه‌ی اکید ما این است که هر زمان لغت جدیدی را یاد می‌گیرید، حتماً  تلفظ صحیح آن را هم بیاموزید.

چگونه از ارتکاب اشتباه در انگلیسی پرهیز کنیم؟

زبان‌آموزان اغلب مرتکب اشتباه می‌شوند و با تکرار اشتباهات آنها را تقویت می‌کنند. برای پرهیز از این اشتباهات لازم است نکات زیر را همواره بخاطر داشته باشید:

۱- از زبان ساده استفاده کنید. بعضی از مبتدیها تلاش می‌کنند از جملات پیچیده (مثلاً با استفاده از زمان حال کامل یا جملات شرطی) در نوشتار یا گفتارشان استفاده کنند و بدین ترتیب همیشه مرتکب اشتباهات فاحشی می‌شوند. شما این کار را نکنید! اگر به تازگی شروع به نوشتن یا صحبت کردن به انگلیسی کرده‌اید بایستی آنچه را که می‌توانید بگویید (جملات ساده‌ای که بارها دیده‌اید) نه آنچه را که دوست دارید (جملات پیچیده).

۲- آهسته و با دقت عمل کنید. در ابتدا سعی کنید بسیار آهسته، ولی با دقت بنویسید. مثلاً شاید لازم باشد برای نوشتن ایمیل یا متنی با ده جمله‌ی صحیح دو ساعت وقت صرف کنید، زیرا باید جملاتتان را چندین بار مرور کنید تا اشتباهاتتان را پیدا کنید. همیشه از یک دیکشنری استفاده کنید تا مطمئن شوید کلمات را به درستی بکار برده‌اید. هنگام تایپ کردن هم حتماً از برنامه‌هایی مانند Microsoft Word استفاده کنید تا به بسیاری از اشتباهات املایی و دستوری خود پی ببرید.

در برنامه‌ی Microsoft Word اشتباهات املایی با خطوط زیگزاگ قرمز رنگ نشان داده می‌شوند. کافی است روی کلمه مورد نظر راست کلیک کرده و از منوی ظاهر شده، کلمه‌ی مورد نظر را انتخاب کنید.
در برنامه‌ی Microsoft Word اشتباهات املایی با خطوط زیگزاگ قرمز رنگ نشان داده می‌شوند. کافی است روی کلمه مورد نظر راست کلیک کرده و از منوی ظاهر شده، کلمه‌ی مورد نظر را انتخاب کنید.

هنگام حرف زدن عجله نکنید و شمرده صحبت کنید. بهتر است قبل از ادای یک جمله، آن را در ذهنتان مرور کنید.

۳- اگر مطمئن نیستید که چطور باید چیزی را بگویید، اصلاً آن را نگویید. اگر نمی‌توانید چیزی را به درستی بگویید، تقریبا همیشه بهتر است که اصلاً آن را نگویید. شما که نمی‌خواهید عادتهای غلط را در خودتان تقویت کنید. شما می‌توانید عبارت یا جمله‌ی صحیح را در یک دیکشنری (در قسمت جملات نمونه) و یا در اینترنت جستجو کنید. اما هنگام صحبت کردن شما فرصت کافی برای انجام این کارها را ندارید، بنابراین بهتر است که چیز دیگری بگویید – چیزی که مطمئن هستید درست است.

۴ -هنگام نوشتن همیشه جستجو کنید. هر موقع که مطمئن نبودید که چطور از یک لغت استفاده کنید، آن را در یک دیکشنری خوب جستجو کنید تا جملات نمونه‌ی مرتبط با آن را بیابید. اگر چیزی نوشتید و از درست بودن آن مطمئن نبودید، می‌توانید  در اینترنت با استفاده از یک موتور جستجو (مثلاً گوگل) آن را جستجو کنید. اگر شمار زیادی از صفحات، عبارت یا جمله‌ی شما را در بر داشتند، در این صورت (به احتمال خیلی زیاد) جمله یا عبارت شما درست است. دیکشنریـها و موتورهای جستجو بایستی بطور روزمره مورد استفاده‌ی زبان‌آموزان قرار بگیرند، مخصوصاً اگر به تازگی نوشتن را آغاز کرده باشند.

۵- به تفاوتهای بین انگلیسی و زبان مادریتان توجه کنید. گاهی اوقات زبان‌آموزان حتی متوجه نیستند که چقدر زبان انگلیسی با زبان مادریشان متفاوت است. آنها موقع صحبت کردن کلمات را به صورت لفظ به لفظ از زبان اصلی‌شان ترجمه می‌کنند و گمان می‌کنند که جملاتشان صحیح هستند.

همیشه سعی کنید هنگام گوش کردن یا خواندن متون انگلیسی به چیزهایی مانند ترتیب لغات، حروف تعریف، حروف اضافه و زمان افعال دقت کنید. جملات انگلیسی را با معادلهای آنها در زبان اصلی‌تان مقایسه کنید و به تفاوتهای موجود در کلمات و ترتیب آنها دقت کنید.

خیلی زود اقدام به صحبت کردن یا نوشتن نکنید

اگر به نکاتی که در بالا بدان اشاره شد کاملاً توجه می‌کنید و همچنان موقع صحبت کردن مرتکب اشتباهات زیادی می‌شوید (بیش از ۱ اشتباه در هر ۳ جمله)، باید برای مدتی فقط به نوشتن بپردازید. به نکات زیر توجه کنید:

۱- اول بنویسید، بعد صحبت کنید. نوشتن از صحبت کردن آسانتر است، زیرا: ۱)لازم نیست تلفظ خوبی داشته باشید (اما لازم است املای شما خوب باشد)، ۲)می‌توانید خیلی آهسته بنویسید، ۳)می‌توانید از دیکشنری، اینترنت و… بهره بگیرید. بنابراین، این فکر بسیار خوبی است که ابتدا به تمرین نوشتن بپردازید تا مهارت لازم برای ساختن جملات صحیح هنگام صحبت کردن را پیدا کنید.

۲- تا نحوه‌ی تلفظ اصوات انگلیسی را نیاموخته‌اید، اقدام به صحبت کردن نکنید. شما باید قبل از اینکه اقدام به صحبت کردن کنید بتوانید همه‌ی حروف صدادار و بی‌صدا را بطور واضح تلفظ کنید. در غیر این صورت ممکن است تلفظ‌های نادرست در ذهنتان ماندگار شوند.

۳- اگر تلفظ صحیح کلمه‌ای را نمی‌دانید، اصلاً آن را ادا نکنید. شما باید تلفظ صحیح همه‌ی کلماتی را که به کار می‌برید، بدانید. در غیر این صورت به خودتان آموزش غلط خواهید داد و همیشه آن کلمه را اشتباه تلفظ خواهید کرد.

اگر حتی زمانی که آرام و با دقت می‌نویسید (همانطور که در بالا شرح داده شد) باز هم مرتکب اشتباهات زیادی می‌شوید (بیش از ۱ اشتباه در هر ۳ جمله)، شما احتمالاً باید مدتی دست از نوشتن بردارید و به جای آن روی شنیدن و خواندن تمرکز کنید.

به خاطر داشته باشید که در ابتدا باید حجم زیادی از جملات انگلیسی را در ذهنتان وارد کنید و بعد به ساختن جملات خودتان اقدام کنید. فعالیت اصلی شما باید شامل خواندن و شنیدن باشد. هر چقدر مغز شما جملات بیشتری را جذب کند، به همان نسبت توانایی آن برای بیان جملات انگلیسی بیشتر می‌شود.

آنچه در کلاسهای زبان اتفاق می‌افتد

ترتیب پیشنهادی ما برای فراگیری یک زبان خارجی عبارتست از: ۱-تلفظ ۲-ورودی (خواندن و شنیدن) ۳-نوشتن ۴-صحبت کردن. متأسفانه در کلاسهای زبان کاملاً برعکس عمل می‌شود. تقریباً در هیچیک از دوره‌های آموزش زبان در ابتدای کار به شما تلفظ آموزش داده نمی‌شود. در عوض شما را مجبور به صحبت کردن و نوشتن می‌کنند، مثلاً به انگلیسی از شما سؤال می‌کنند یا از شما می‌خواهند یک مطلب به انگلیسی بنویسید. بدین ترتیب آنها شما را مجبور به اشتباه کردن می‌کنند.

ارتباط از طریق یاهو

دسته‌ها

Who's Online

  • 0 Members.
  • 9 Guests.